
غلامرضا تدینی راد
اعصابم حسابی به هم ریخته ، زن ودو فذزندم را دوست دارم و به آنها وفا دارم، اما … .
ازدواج ما سنتی بود ، دو فرزند داریم و ۱۰ سال از زندگی مشترک مان می گذرد.
نمی دانم چرا همسرم دغدغه دارد. جایی می روم چند بار زنگ می زند الان کجایی وچکار می کنی؟
یک وصیت نامه هم نوشته ومی گوید تاکید کرده ام حق نداری بعد از مرگ من ، زن بگیری.
با این حرف ها و کنترل های بی حد دارم دیوانه می شوم. می گویم تو هنوز ۳۲ ساله هستی وچرا همیشه از مرگ حرف می زنی، چرا دغدغه ات زن گرفتن من است ؟
گفت و گو با کارشناس :
فرزانه پیرو احمدی مدرس مهارت های زندگی و مشاور خانواده :
ترس شدید و نبود اعتماد در یک رابطه باعث شده یکی از طرفین، با نگرانی از آینده، تلاش کند مانع از ازدواج مجدد همسرش شود.
این رفتار، معمولاً ناشی از احساس ناامنی عاطفی و دلبستگی ناسالم است، نه عشق واقعی.
چنین فشارهایی میتواند منجر به خفگی در رابطه، فرسودگی روانی و در نهایت، از بین رفتن انگیزه برای حفظ آن شود.
مهمترین گام، گفت و گوی شفاف بین زوجین درباره این ترسها و نیازهایشان است. به جای کنترل، باید روی ایجاد اعتماد و اطمینان متقابل کار کرد.
اگر این الگو ادامه یافت، کمک گرفتن از مشاور خانواده ضروری است تا ریشهیابی شده و روابط سالمتری بنا شود.



