اجتماعی

روایتی از دختر سرهنگ شهید حسن طاهری درباره یک عکس 

کد خبر : 58881

مهسا طاهری گفت: من با پول های تو جیبی شکلات می خرم و هر پنجشنبه می برم سر مزار پدرم . 

دختر ۹ ساله افزود: یک شب خواب بابا رو دیدم . گفتم مگر شهید نشدی. خندید. توی خواب با هم رفتیم پیش سردار سلیمانی .

سردار سلیمانی دو دسته گل به ما داد .

صبح روز بعد از خواب بیدار شدیم و با مادرم رفتیم سر مزار بابا حسن.

خیلی حالم گرفته بود . ظرف شکلات را کنار مزارش گذاشتم و آروم خوابیدم. خیلی حس خوبی داشتم . خواب بابا رو دیدم .

خوشحال بود و به من شکلات داد .

انگار مزار بابا حسن آرام بخش ترین جای دنیاست برای من

مهسا طاهری / خبرنگار جوانه های پلیس خراسان رضوی

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

ده − 1 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن