اخبار مهم

عاقبت عشق خیابانی دختر ۲۰ ساله به بارداری رسید/ فریبرز رهایم کرد!

کد خبر : 35087

وقتی دخترانی را می بینم که طبق آداب و رسوم و به شکلی سنتی، در یک فضای صمیمی و خانوادگی ازدواج کرده اند، تازه می فهمم که چه جفایی در حق خودم کرده ام و چگونه همه آرزوها و رویاهایی را که هر دختری برای خودش دارد به باد داده ام.
به گزارش صبح مشهد به نقل از شهدای ایران دختر ۲۰ساله در حالی که نوزاد دختری را در آغوشش می فشرد، در بیان ماجرای تلخ زندگی اش به مددکار اجتماعی کلانتری گفت: از روزی که به فریبرز اعتماد کردم حدود ۳سال می گذرد، اما الان چند ماه است که او را ندیده ام حتی در جلسات دادگاه طلاق نیز وکیل او حاضر می شد. آن روزها من هم مانند بیشتر دختران دبیرستانی تحت تأثیر هیجانات دوران نوجوانی بودم. دختر شوخی بودم که همه چیز را به مسخره می گرفتم، خودم را دختر زرنگی می دیدم که هرگز فریب عشق های خیابانی را نمی خورد.

وقتی در مسیر مدرسه پسری از کنارمان عبور می کرد و چیزی می گفت دوستانم سکوت می کردند، اما من به تندی پاسخ او را می دادم تا این که در همین روزها فریبرز سر راهم قرار گرفت. نمی دانم چه اتفاقی افتاد که ناخودآگاه دل به او بستم و پاسخ متلک هایش را با لبخند دادم. شاید هم ظاهر فریبنده و چرب زبانی هایش مرا درگیر یک عشق خیابانی کرد. هیچ وقت نمی توانستم او را مانند دیگر پسران تصور کنم. احساس می کردم او با همه پسرها فرق دارد و می توانم با او خوشبخت شوم. آن قدر در یک عشق خیابانی غرق شدم که دیگر نمی توانستم با اتکا به عقلم تصمیم بگیرم. همه حرف هایم به خاطر احساسات بچه گانه دوران بلوغ بود. در این شرایط من و فریبرز به هم نزدیک تر می شدیم و در مکان های خلوت قرار ملاقات می گذاشتیم . چند ماهی از این رابطه گذشت و نزدیکی ما هر روز به یکدیگر بیشتر می شد. تا این که روزی وقتی نشانه های مادر شدن در من بروز کرد فهمیدم چه اشتباه بزرگی مرتکب شده ام. به ناچار موضوع را با خانواده هایمان در میان گذاشتیم. آن ها هم به خاطر حفظ آبروی خودشان و این که کسی متوجه موضوع نشود، بلافاصله ما را به عقد هم درآوردند.

البته عاقبت چنین عشق هایی از قبل مشخص است، اما زندگی ما هیچ مبنای عاقلانه ای نداشت و از همان روزهای اول با دخالت خانواده فریبرز به درگیری و جدایی کشیده شد و زندگی من چند ماه بیشتر دوام نیاورد. اگرچه فعلا دادگاه حضانت دخترم را به من سپرده است اما از نظر روحی شرایط مناسبی ندارم چرا که با یک عشق خیابانی همه زندگی ام را نابود کرده ام…

برچسب ها

نوشته های مشابه

یک نظر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پانزده + 5 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن