زندگی

اگر دل به رابطه زناشویی نمی دهید، این مطلب را بخوانید!

عشق هم شما را راضی نمی‌کند!

می‌توانید از کنار این موضوع بگذرید؛ همه چیز را انکار کنید و تا زمانی که همسرتان شکایتی نکرده، نارضایتی‌تان را در وجود خود پنهان کنید.

به گزارش صبح مشهد، تفاهم شما و همسرتان درمورد رابطه زناشویی، فقط بر احساسی که امروز تجربه می‌کنید تاثیر ندارد، بلکه می‌تواند آینده زندگی مشترک و حتی وضعیت روانی‌تان در امروز و سال‌های بعد را هم تحت‌تاثیر قرار داده و بر بسیاری دیگر از جنبه‌های زندگی اثر بگذارد.
از این رابطه راضی هستید؟
رضایت شما از رابطه زناشویی، مهم‌ترین معیار تعیین یک رابطه موفق از این نظر است. (اما به‌خاطر داشته باشید که فقط معیار نیست!) اگر تعریف شما از رابطه خوشایند، با تعریفی که همسرتان از آن دارد مشابه است، رضایت از روابط زناشویی شما به‌طول خواهد انجامید و بر وجوه زندگی مشترک‌تان هم تاثیر خواهد گذشت اما اگر تعریف‌تان یکی نبود چه؟

در مورد ناسالم بودن رابطه تفاهم دارید؟
قبل از آن‌که به تفاوت نگاه زن و شوهر و رابطه خوشایند زناشویی بپردازم، می‌خواهم از سلامت رابطه با شما صحبت کنم. شاید برای شما هم جالب باشد که بدانید، رابطه زناشویی یعنی چه! آیا این‌که شما و همسرتان تفاهم زیادی در این مورد داشته باشید، به معنای سلامت رابطه است؟ مسلما نه! اگر خشونت پایه رابطه شماست، همسرتان هنگام زندگی با شما به شما فکر نمی‌کند یا در زمان برقراری رابطه، به شما آسیب می‌رساند، یعنی زندگی زناشویی سالمی ندارید و وقتی پای عدم سلامت به میان می‌آید، مهم نیست که چقدر در این مورد با هم تفاهم دارید یا این موضوع چقدر ذهن شما را به خود درگیر کرده است. اگر ناسالمی رابطه زناشویی شما، اندک و کم‌آسیب باشد، احتمالا مدت طولانی می‌توانید با آن بسازید (اما نمی‌توانید آن را برزندگی مشترک‌تان بی‌تاثیر بدانید) اما اگر مشکلاتی که رابطه را از مدار سلامت خارج می‌کنند شدت بگیرند، باید مطمئن باشید که زندگی مشترک شما دچار آسیب خواهد شد.

فکر می کنید ریشه این مشکلات کجاست؟
از یاد نبرید که خشونت، انکار و دیگر رفتارهای منفی، گاهی ریشه در گذشته ما دارند و گاه به دلیل وجود مشکلاتی در زمان حال نمایان می‌شوند. آیا همسرتان در سال‌های قبل از وارد شدن به خانواده جدیدتان، مسائلی را تجربه کرده که زمینه‌ساز رفتارهای امروز او شده است؟ آیا او بدون این سرگذشت تاثیرگذار وارد رابطه شده اما شرایط امروزتان او را به این مرحله رسانده است؟اگر مشکلاتی که گریبان‌گیر رابطه شما شده‌اند، به گذشته مربوط هستند، همسرتان نیازمند وقت زیادی برای مراجعه به روان‌شناس و روان‌درمانی شدن است. شاید او برای خلاص شدن از سایه گذشته‌اش، به زمان زیادی نیاز داشته باشد. باور کنید همه ما، در بسیاری از لحظه‌های زندگی‌مان، در بند سرگذشت خود هستیم. نه شما و نه همسرتان، نمی‌توانید سرگذشتتان را تغییر دهید اما می‌توانید گره‌هایی از گذشته که امروز شما را به بند کشیده است، باز کنید و تاثیر منفی گذشته بر زندگی امروزتان را کاهش دهید. کار آسانی نیست اما اگر بخواهید، شدنی است.اما اگر مشکلات حاصل رابطه شما دو نفر هستند، باید سراغ مشاوران خانواده بروید. در این صورت، احتمالا زودتر به نتیجه خواهید رسید و با همکاری یک روان‌شناس، شما و همسرتان، زودتر راهی برای خروج از بحران پیش رویتان قرار خواهد گرفت. شاید این خشم، از گوشه‌ای از زندگی مشترک‌تان ناشی شده و در فرآیند جا به جایی بر زندگی زناشویی‌تان تاثیر گذاشته است.

چرا مایل به برقراری رابطه زناشویی نیستید؟
حالا به بحث قبلی برگردیم. شما و همسرتان برای به اشتراک رساندن تعریفی که از رابطه زناشویی خوشایند دارید، چه باید بکنید؟رابطه زناشویی، بخش مهمی از رابطه عاطفی زن و شوهر است و معمولا، وقتی زوج‌ها دچار بحران‌های عاطفی می‌شوند، قبل از هرچیز، رابطه زناشویی آن‌ها در معرض آسیب قرار می‌گیرد. جنس این رابطه از عاطفه است و به همین دلیل است که وقتی با خشم، هراس یا احساسات ناخوشایند دیگری درگیر هستید، نمی‌توانید رابطه زناشویی سالمی را هم برقرار کنید.رابطه زناشویی، از گذشته تا امروز، تلاشی برای افزایش صمیمیت بوده است و ریشه در توان و تمایل فرد، برای ایجاد روابط صمیمانه با همسرش دارد. وقتی فردی در کودکی، دچار آسیبی می‌شود که توان او برای ایجاد روابط صمیمانه را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد، نمی‌توان از او انتظار برقراری رابطه سالم زناشویی را داشت. آسیب‌های کودکی، در روان همه ما ریشه می‌دوانند و از جنبه‌های مختلف بر ما تاثیر می‌گذارند، یکی از این جنبه‌ها، توان و تمایل به صمیمیت است.آسیبی که اتفاقات زندگی فرد از کودکی تا امروز به او رسانده، ممکن است از جنبه‌های مختلف بر میل او بر ایجاد صمیمیت تاثیر بگذارد. فردی ممکن است از ورود در تمامی روابط صمیمانه، از رابطه با همکلاسی‌ها گرفته تا همشهری‌ها و هم‌خانواده‌ای‌ها اجتناب کند و فرد دیگری ممکن است فقط توان حضور در بعضی روابط صمیمانه را نداشته باشد.

پس چرا عاشق شدید؟
تا به حال به این فکر کرده‌اید که چرا ازدواج می‌کنید و عاشق می‌شوید؟ اصلا به این فکر کرده‌اید که دلیل جذب شدن‌تان به یک نفر چیست؟

همه ما، با نوعی تداعی خوب که می‌توانیم اسمش را «خوش‌آمدن» بگذاریم، به یک رابطه وارد می‌شویم. یعنی در یک لحظه، حس مثبتی در وجود ما ریشه می‌دواند و ما را به یک قدم نزدیک‌تر شدن به فرد مقابل، تشویق می‌کند. خوش‌آمدن، گرچه در آغاز حسی قوی و دلیلی محکم برای شروع رابطه است اما به مرور از شدت آن کاسته می‌شود. در این شرایط، دیگر به یک هیجان قوی و مهار‌ناپذیر برای ادامه دادن رابطه نیاز ندارید، بلکه نیازمند پیدا کردن دلایلی در خود و رابطه‌تان هستید که برای ادامه دادن، به شما انگیزه می‌دهند.انتخاب همسر در درجه اول، نیازمند همان تداعی خوب است اما برای خوشایند ادامه پیدا کردن رابطه، نیازمند درگیر شدن با عواملی هستید که ممکن است ابتدا از وجودشان با خبر نباشید و گاه هرگز به وجودشان آگاه نشوید.

تفاهم نداشته باشید، عشق‌تان نابود می‌شود؟
تفاهم در رابطه زناشویی و ایجاد رابطه‌ای صمیمانه و سالم، یکی از همان عواملی است که می‌تواند در ساختن سقفی محکم برای زندگی‌تان، به شما کمک کند. یادتان نرود که مسائل زناشویی، به سابقه رشدی هر دوی شما بستگی دارد و می‌تواند برکیفیت زندگی مشترک‌تان تاثیر بگذارد. پس در صورتی‌که احساس کردید این رابطه، برایتان آرامش‌بخش، دوست‌داشتنی و خوشایند نیست، با همسرتان در این مورد گفت‌وگو کنید. اولین کسی که از وجود مشکلی در این میان باید با خبر شود، شریک زندگی شماست و وقتی که با هم در این مورد گفت‌وگو کردید، در صورت تداوم چالش‌ها، باید موضوع را با یک متخصص در میان بگذارید. ممکن است دوره کوتاه یا میان‌مدتی از زوج ‌درمانی یا دوره بلندی از روان‌درمانی فردی، به حل مشکلات زناشویی شما کمک کند.

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 × پنج =

دکمه بازگشت به بالا
بستن