یادداشت

استثنایی به نام علی شریعتی

نویسنده: بیژن عبدالکریمی

دکتر علی شریعتی که در ۲۹خرداد سال ۱۳۵۶خورشیدی درگذشت، اسلام شناسی برجسته و متفکری انقلابی محسوب می شود که شاید بهترین تعریفی که درباره نگاه علمی او به دین بتوان  ارایه داد، جامعه شناس دینی است. «معلم انقلاب» که مقام و شخصیتی او را به این لقب نخواند بلکه به صورت خودجوش این عنوان را از طرف افراد جامعه به دست آورد و مورد پذیرش قرار گرفت.

دیدگاه های شریعتی درباره دین مناقشه برانگیزترین موضوع در حاشیه زندگی وی است. آن چیزی که شریعتی به منزله دین درک کرد، یک امری وجودی است؛ یعنی سرچشمه همه مذاهب را نحوه هستی انسانی می دانست و در تحلیل های خود دین را مانند پدیدارهای تاریخی مشاهده می کرد و در کنار دیگر مولفه هایی همچون هنر، عرفان، اسطوره ها، علم و تکنولوژی، آن را احوال های گوناگون انسانی و برخاسته از نحوه هستی خاص آدمی می داند.

دیدگاه شریعتی درباره روحانیت را  نیز باید در دو سطح مختلف دریافت کرد؛ گاهی او در یک سطح سیاسی، تاریخی و جامعه شناختی سخن می گوید که احکامی درباره واقعیت اجتماعی روحانیت دارد. آنجا که عنوان می کند پای هیچ یک از قراردادهای سیاسی و استعماری را هیچ روحانی امضا نکرده و این سخن درست است و سطح دیگر یک بحث دینی به شمار می رود و او در این زمینه روحانیان را متولی دین می داند.

بی تردید این اسلام شناس را می توان در تاریخ ایران یک استثنا دانست و از قدرت تاثیرگذاری وی سخن گفت، او در زمانی که در حسینیه ارشاد سخنرانی می کرد به هیچ یک از جایگاه های قدرت اجتماعی رسمیت یافته، وابسته نبود و به دور از همه نهادها قرار داشت، بدین شکل برپایه تعبیر قرآن می توان عنوان کرد، او به تنهایی یک امت واحد و از قدرت تاثیرگذاری عظیم تاریخی در مسیر پیروزی انقلاب برخوردار بود که در تاریخ ایران کمتر مشاهده می شود.

یکی از اصول تفکر شریعتی مبحث «بازگشت به خویشتن »است. آنچه که علی شریعتی به معنای خویشتن به کار می برد، همان خویشتن تاریخی است؛ او به هیچ وجه به نژاد پرستی و خاک پرستی تکیه نمی کند. این مقوله در حقیقت همان وجود حقیقی انسان است، بنابراین این خویشتن می تواند با خویشتن حقیقی و اصیل تمامی انسان های جهان مشترک باشد. اینکه وی به خویشتن خویش تکیه می کند یک وجه انسان شناسانه دارد؛ یعنی انسان نمی تواند از محدودیت های زمانی و مکانی به دور باشد و بگوید من در یک حوزه فرازمانی، فرامکانی و فراجهانی می اندیشم و به این دلیل که با تاریخ خودم نسبت ندارم با هیچ تاریخ دیگری نسبتی ندارم، در صورتی که بازگشت به خویشتنی که شریعتی مطرح کرد به معنای بی اعتنا بودن نسبت به دیگر سنت های تاریخی نیست. وی برپایه درکی که از هستی، گوهر دین و اسلام به دست آورده بود، به همه سنت های جهان توجه داشت و از یک چشم انداز گسترده و همه جانبه به جهان نگاه می کرد.

دیدگاه علی شریعتی درباره سنت و مدرنیته و رویارویی وی با غرب را نیز می توان در همین چارچوب تفسیر کرد. وی کوشید یک ارتباط دیالوگی و گفت و گویی میان عقلانیت سنتی و عقلانیت مدرن ایجاد کند، بدون آنکه یکی را بر دیگری چیره سازد. در صورتی که برخی سنت گرایان در پی آن هستند که عالم مدرن را به عالم سنت بکشانند؛ یعنی می خواهند عالم مدرن را برپایه چارچوب های مفهومی عالم سنت بفهمند و همین طور بعضی روشنفکران نیز می کوشند، سنت را انکار کنند و خود را ضد سنت نشان دهند و به گونه ای سنت را مدرن کنند در صورتی که علی شریعتی نه می خواهد مدرنیته را به عالم سنت و نه سنت را به عالم مدرن تقلیل بدهد.

فلسفه سیاسی علی شریعتی را می توان همان چیزی دانست که در سنت تاریخی از آن به عنوان وَلایت تعبیر می شود .او از فلسفه سیاسی که مبتنی بر دوستی است، سخن می گوید. در واقع وی در کتاب «امت و امامت» و «فلسفه سیاسی» می کوشد راه دیگری میان استبداد و لیبرالیسم پیدا کند. باید گفت که کتاب های وی در زمان خودش با استقبال فراوانی روبرو شد تا میزانی که می توان ادعا کرد هنوز شمارگان هیچ اثری در ایران به کتاب های او نرسیده است و باید گفت که کتاب ها و نوشته های شریعتی در روزگاری از تاریخ این کشور برای خوانندگان معنا و احساسی خاص به همراه می‌آورد اما با تغییر شرایط تاریخی، معنای این آثار دگرگون شده است.

این موضوع مختص آثار شریعتی نیست همه مفاخر فرهنگی و فکری ممکن است در چنین چرخش معنایی قرار بگیرند زیرا عده ای می‌خواهند متن را با همان افق تاریخی دیروز درک کنند و آرمان‌های ایدئولوژیک خود را از متن بگیرند که این امکان‌پذیر نیست، باید دانست معنا سیال و در هر نسلی به گونه ای متفاوت است و در این میان گروهی دیگر تلاش می‌کنند با نگاه امروزی معنای دیروز را مورد درک قرار دهند و متن دیروز را با معنای امروزی دریافت کنند.

البته  نسل جدید باید به این امر واقف شود که علی شریعتی از بزرگترین سرمایه های اجتماعی و تاریخی جامعه است و باید اذعان داشت که او اندیشه های بزرگی برای تفکر در اختیار جامعه قرار می دهد.

دانشیار گروه فلسفه و استاد دانشگاه آزاد اسلامی

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هفده + هجده =

دکمه بازگشت به بالا
بستن