
چشمِ دل، روشن به نور آفتاب گاهی زیبایی ها از دل حوادث تلخ بیرون می آیند، درست در نقطه ای که گمان می کنی تاریکی همه جا را فرا گرفته است؛ نور از عمق وجودت درخشان خواهد شد.
صبح مشهد- محمدحسین یزداندوست، نوجوان ۱۵ ساله خراسانی و حافظ کل قرآن کریم است؛ نوجوانی که زندگیاش از دوماهگی با یک حادثه تلخ آغاز شد و سالها بعد، از دل همان روزهای سخت، مسیری متفاوت برایش شکل گرفت؛ مسیری که به حفظ قرآن، حضور در مسابقات قرآنی و آرزوی تبدیل شدن به یک مفسر قرآن انجامید.
حفظ قرآن کریم نیاز به تمرین و ممارست بسیار دارد و بیتردید یک کودک نابینا برای انجام این کار باید همت مضاعف داشته باشد، کاری که محمدحسین با عنایت حضرت حق به آن جامه عمل پوشانده است. روز حادثه پدر محمدحسین درباره حادثه ای که منجر به نابینایی او شده است، می گوید: «من پشت فرمان بودم و به دلیل استفاده از کمربند ایمنی آسیبی ندیدم. اما همسرم در صندلی عقب و در حال شیر دادن به محمدحسین دو ماهه بود که خودرو واژگون شد و همسر و پسرم از شیشه عقب خودرو به بیرون پرتاب شدند و آسیب شدیدی دیدند، در آن شرایط به امام رضا(ع) متوسل شدم و برای سلامتی همسر و فرزندم دعا کردم».
او معتقد است با لطف امام رضا(ع) هر دو از این وضعیت عبور کردند و به خانه بازگشتند، اما محمدحسین بینایی خود را از دست داده بود و توانایی صحبت کردن و حرکت نداشت. با صلوات ایستادم در ادامه از محمدحسین که اکنون نوجوانی برومند شده است، می خواهیم درباره مسیر زندگی اش و آینده ای که برای خود در ذهن ترسیم کرده است، برایمان بگوید. او در توصیف آن روزها می گوید: «من تا چهار سالگی نمیتوانستم صحبت کنم یا حرکتی داشته باشم. گویا یک روز که تلویزیون روشن بوده و رهبر شهید انقلاب در حال سخنرانی بوده اند؛ وقتی جمعیت حاضر صلوات فرستادهاند من هم صلوات فرستاده ام و توانسته ام بلند شوم.
خانواده با دیدن این اتفاق بسیار تحت تأثیر قرار گرفته اند و آن را به عنوان یک نشانه تعبیر کرده اند از همان روز مادرم سعی کرد مرا با قرآن آشنا کند.» پدرش سخنان او را تأیید می کند. در دو سال حافظ قرآن شدم محمدحسین درباره مسیر حفظ قرآن ادامه می دهد: «حفظ رسمی قرآن را از ۱۰ تا ۱۱سالگی آغاز کردم، در این مسیر از اساتید بزرگی بهره بردم و در نهایت حفظ قرآن را در مدت دو سال به پایان رساندم.»
وی برای حفظ از قرآن بریل استفاده کرده است؛ اما تهیه همین ابزار برای او و دیگر نابینایان در شهرهای کوچک آسان نیست. او میگوید: «در تربتحیدریه امکانات و منابع آموزشی ویژه نابینایان محدود است و برای تهیه برخی منابع قرآنی و آموزشی، خانواده مجبور بوده از تهران یا مشهد کمک بگیرد.» محمدحسین پس از پایان حفظ قرآن وارد عرصه مسابقات قرآنی نیز شد. چنانچه می گوید در مسابقات استانی و کشوری رتبههایی به دست آورده و امسال نیز به مرحله مقدماتی مسابقات سراسری اوقاف راه پیدا کرده و برای ادامه رقابتها آماده میشود.
از «محفل» تا تجربه سخن گفتن درباره قرآن محمدحسین در بخش دیگری از گفتوگو از حضورش در برنامه تلویزیونی «محفل» در سال ۱۴۰۳ یاد میکند و میگوید: «این حضور برایش فرصت تازهای ایجاد کرد تا علاوه بر حفظ قرآن، در زمینه ارائه مفاهیم قرآنی نیز فعالیت کند.» به گفته او پیش از آن فرصت چندانی برای ارائه مطالب تفسیری نداشته، اما در جریان حضورش در برنامه و بهویژه در شبهای قدر، این فرصت را پیدا کرده است که درباره مفاهیم قرآن صحبت کند.
حسرت دیدار آقای شهید ایران اما شاید متفاوتترین بخش روایت محمدحسین، حرفهایش درباره آرزویی باشد که فرصت تحقق آن را پیدا نکرد. او میگوید: «همیشه آرزو داشتم رهبر شهید انقلاب را از نزدیک ببینم و امیدوار بودم از طریق صداوسیما یا مجموعههای مرتبط، به بیت رهبری معرفی شوم تا فرصتی برای دیدار داشته باشم.»
محمدحسین می افزاید: «شنیدن خبر شهادت آقا برایم بسیار تلخ بود و بیشتر از هر چیز، حسرت خوردم که چرا پیش از آن فرصت دیدار با ایشان برایم محقق نشد.» محمدحسین برای آیندهاش هدف مشخصی دارد؛ میخواهد مفسر قرآن شود و بتواند به نوجوانان و همسنوسالهای خودش کمک کند. او معتقد است نوجوانان باید بیشتر با قرآن و مفاهیم آن مأنوس شوند و از قرآن در مسیر زندگی و تحصیل خود بهره بگیرند.
منبع: روزنامه خراسان رضوی



