اخبار مهم

« هیولای سیاه مشهد »: در تجاوزهایم گریه های زنان را نمی دیدم!

کد خبر : 40116

جوان ۳۰ ساله معروف به «هیولای سیاه» که به اتهام آزار و اذیت زنان مسافر در مشهد دستگیر شده است و تاکنون تعدادی از شاکیان با مراجعه به اداره جنایی آگاهی خراسان رضوی، او را شناسایی کرده‌اند، در گفت وگویی کوتاه به سوالات رسانه ای درباره سرگذشت خود پاسخ داد.

صبح مشهد– آن چه می‌خوانید حاصل گفت و گو با مرد جوانی است که زنان مسافر به خاطر وحشتی که این مرد با خودروی شیشه دودی ایجاد کرده بود، به او لقب «هیولای سیاه» داده اند.

اسمت چیست؟ ع-الف

چند ساله هستی؟ ۳۰ سال دارم.
متاهلی؟ بله!
فرزند هم داری؟ بله ،دو دختر کوچک دارم.

در مشهد متولد شدی؟ بله، در منطقه شهرک شهید رجایی (قلعه ساختمان) زندگی می کنم و همان جا هم درس خواندم.
تا کلاس چند تحصیل کردی؟ تا پنجم ابتدایی درس خواندم اما بعد درس و مدرسه را رها کردم تا سر کار بروم!

پدرت چه کاره است؟ کشاورزی داشت اما الان دیگر نمی تواند کار کند.

بعد از ترک تحصیل دنبال چه شغلی رفتی؟ به شاگردی در یک تعمیرگاه خودرو مشغول شدم.

چند سال آن جا کار کردی؟ شش سال در تعمیرگاه بودم ولی بعد به کار فروشندگی سیم و کابل روی آوردم.

سربازی هم رفتی؟ بله ،سال ۸۸ در کرمان خدمت کردم.

با همسرت چگونه آشنا شدی؟ پدرم دختر یکی از دوستانش را به من معرفی کرد که از کودکی با هم بزرگ شده بودند.

سابقه زندان هم داری؟ بله!
به چه جرمی؟ سرقت محتویات داخل خودرو

معتادی؟ بله! شیشه مصرف می کنم.
چند سال است که مواد مخدر صنعتی استفاده می کنی؟ از دو سال قبل شیشه می کشم!
اولین بار کجا مواد مصرف کردی؟ یکی از دوستانم در کارواش کار می کرد. اولین بار نزد او رفتم و در اتاقک داخل کارواش به من تعارف کرد، من هم کشیدم! بعد از آن هم دیگر آلوده شدم و خودم مصرف می کردم.

آزار و اذیت زنان را از چه زمانی شروع کردی؟ سال ۹۷ اولین زن را سوار کردم.
پراید به چه کسی تعلق دارد؟ مال پدرم است، من گاهی با آن مسافرکشی می کنم. چون چشم هایش ضعیف شده!
شیشه هایش را چرا دودی کردی؟ از اول همین طوری بود.

وقتی زنان جوان با گریه به تو التماس می کردند چه حسی داشتی؟ اصلا به این گریه ها توجهی نمی کردم. در واقع گریه هایشان را نمی دیدم، چون شیشه مصرف می کردم.
اگر کسی با خانواده یا نزدیکان تو چنین عمل زشتی را انجام می داد، تو چه می کردی؟ به این موضوع فکر نکردم!
سیگار هم می کشی؟ نه، سیگار نمی کشم! فقط «شیشه».

وقتی به آن زن جوان مقابل چشمان پسرش تجاوز کردی، هیچ حس بدی نداشتی؟ یادم نیست، آن پسر در صندلی جلو نشسته بود!
گریه می کرد؟ به خاطر ندارم!

الان بعد از دستگیری چه حالی داری؟ فقط پشیمانم!

به جوانانی که به خاطر هوس های زودگذر، شاید به فکر چنین رفتارهایی باشند چه می گویی؟ کار خوبی نیست، عاقبتی ندارد!

وقتی به چشم فرزند آن زن نگاه کردی، شرم نداشتی؟ من آن لحظه به چیزی فکر نمی کردم و به آن پسر هم توجهی نداشتم!
چرا سرقت کردی؟ به خاطر وسوسه دوستانم! یکی از دوستانم مرا با خودش برای سرقت برد که ماموران کلانتری سجاد دستگیرم کردند.
وقتی زنان را آزار و اذیت می کردی، از اجرای مجازات سخت قانونی نمی ترسیدی؟ چرا می ترسیدم ولی مواد می کشیدم که ترس نداشته باشم!
با همسرت اختلاف داشتی؟ نه، هیچ اختلافی نداشتیم!

حداقل به زنان شوهردار رحم می کردی؟ هیچ کدام شوهر نداشتند.
از کجا می فهمیدی؟ از رفتارهایشان می فهمیدم یا خودشان می گفتند!
بیشترین مسیرت کجا بود؟ صدمتری، قلعه ساختمان، دور می زدم!
چند زن را آزار داده ای؟ به خاطر ندارم!

آخرین کلام؟ فقط پشیمانم، کاش این کارها را نمی کردم!
شایان ذکر است: تحقیقات بیشتر درباره جرایم مرد معروف به «هیولای سیاه» با صدور دستورات ویژه ای از سوی قضات شعبه یکم دادگاه کیفری یک خراسان رضوی توسط کارآگاهان اداره جنایی پلیس آگاهی خراسان رضوی درحالی ادامه دارد که تاکنون تعدادی از شاکیان وی به پلیس آگاهی مراجعه و او را شناسایی کرده اند. در همین باره، یک مقام آگاه از زنانی که طعمه این مرد مسافربرنما شده اند، درخواست کرد بدون هیچ گونه دغدغه و نگرانی به پلیس آگاهی بروند و مطمئن باشند که هویت آنان به طور کامل در پرونده محرمانه باقی می ماند.

منبع: روزنامه خراسان

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

سیزده − 9 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن