اخبار مهم

سوء استفاده رمال کثیف از دختر در اتاق دعا نویسی+جزئیات

کد خبر : 38285

کارهایم گره خورده بود و همیشه خودم را سرزنش می کردم که چرا آن همه زحمت کشیدم و به دانشگاه رفتم و حالا باید بیکار بمانم. مادرم می گفت نگران نباش و به خدا توکل کن تا کارها درست شود اما من به این حرف ها اعتقادی نداشتم.

به گزارش صبح مشهد به نقل از رکنا دختر جوان با چشمانی اشک بار در دایره اجتماعی کلانتری ۴۲مشهد افزود: حدود یک ماه قبل من در یک شرکت بزرگ و معتبر فرم استخدام پر کردم و در حالی که دلشوره عجیبی داشتم همان روز برای میهمانی به خانه خاله ام رفتم. قرار بود پسرخاله ام به خواستگاری ام بیاید اما مادرش می گفت او سر به هوا شده است و باید برایش دعای مهر و محبت بگیرم. خاله مرضیه وقتی متوجه شد که من برای استخدامی هم اقدام کرده ام با خوشحالی نشانی یک رمال فالگیر را داد و گفت: کار این مرد فالگیر،محشر است و تو هم برای موفقیت در استخدامی و هم برای ایجاد عشق وعلاقه بین خودت و پسرم یک دعا بگیر و … من ساده لوح همراه مادرم راهی خانه فرد شیطان صفتی شدیم که روز اول حدود نیم ساعت وقت ما را گرفت و گفت تا آخر هفته دو بار دیگر باید برای گرفتن دعا به خانه اش مراجعه کنیم.دختر جوان آهی کشید و افزود: من طبق برنامه برای سومین مرتبه بدون حضور مادرم به خانه این رمال شیاد رفتم و او گفت باید یک لیوان شربت عسل بخورم تا بتواند وردی بر باد بخواند و دعایی بدهد که من هم در دیدار با مدیر شرکت برای مصاحبه استخدامی، فکرش را تسخیر کنم و هم عشق و محبت را به دل پسرخاله ام گره بزنم. متاسفانه با خوردن این لیوان شربت سرم گیج رفت و به خواب عمیقی رفتم.زمانی که به هوش آمدم متوجه شدم این رمال کثیف در اتاق دعا نویسی مرا…

در آن شرایط سروصدا راه انداختم و با مرد رمال درگیر شدم اما او ادعا کرد از من فیلمبرداری کرده است و اگر یک کلمه حرف بزنم درواقع با آبرو و حیثیت خودم بازی می کنم.درحالی که دچار افسردگی و ناراحتی شدید شده بودم به خانه رفتم و چون نمی دانستم چه خاکی باید بر سرم بریزم دست به خودکشی زدم. البته مادرم به موقع مرا به بیمارستان رساند و از مرگ نجات پیدا کردم.این عاقبت کسی است که به جای توکل به خدا وتلاش و سعی منطقی و عقلانی، بخواهد با رمالی و فالگیری به هدف خودش برسد. یادآوری می شود ماموران کلانتری ۴۲مشهد متهم این پرونده را دستگیر کردند و تحقیقات درباره ادعای دختر جوان و چگونگی ماجرا هم چنان ادامه دارد.

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بیست + هشت =

دکمه بازگشت به بالا
بستن