اخبار مهم

رابطه پنهانی دختر ۱۸ ساله با مرد ۵۵ ساله در کوچه خلوت+جزئیات

کد خبر : 38083

اکنون که فهمیدم همه حرف های جهانگیر دروغ بود و او قصد داشت مرا فریب بدهد خوشحالم که توسط نیروهای انتظامی دستگیر شده ام. اما نمی دانم چرا به این راحتی فریب می خورم و از ماجرای عاشقی خیابانی عبرت نگرفتم تا این که در دام شیادی دیگر گرفتار شدم. دختر ۱۸ساله که به اتهام برقراری رابطه با مرد غریبه و فرار از منزل توسط ماموران انتظامی دستگیر شده بود درباره چگونگی آشنایی خیابانی خود با یک مرد ۵۵ ساله به کارشناس و مشاور اجتماعی کلانتری شیرازی مشهد گفت: در کلاس سوم راهنمایی تحصیل می کردم که روزی هنگام خرید در یکی از خیابان های قزوین متوجه نگاه های عاشقانه جاوید شدم. او در یک مغازه خواربار فروشی مشغول کار بود که به من ابراز علاقه کرد. من هم که ناخودآگاه احساس می کردم به او علاقه مند شده ام شماره تلفنم را در اختیارش گذاشتم و بدین ترتیب رابطه خیابانی من و جاوید آغاز شد از آن روز به بعد به بهانه های مختلف درس و مدرسه را رها می کردم و ساعت ها در مغازه خواربارفروشی اوقاتم را به گفت و گو با جاوید می گذراندم تا جایی که با ۸ تجدیدی، دیگر در امتحانات شهریور ماه شرکت نکردم و مردود شدم این گونه بود که ترک تحصیل کردم و منتظر ماندم که جاوید به خواستگاریم بیاید و زندگی رویایی خودم را با او آغاز کنم. اما هنوز ۲ ماه از ترک تحصیلم نگذشته بود که فهمیدم جاوید با دختر دیگری ازدواج کرده است.

ضربه روحی شدیدی به من وارد شده بود و مدام در خانه با برادرم به بهانه های مختلف درگیر می شدم درحالی که پدر و مادرم از ماجرای دوستی خیابانی من اطلاعی نداشتند و همواره از برادرم دفاع می کردند. وضعیت روحی آشفته ای داشتم و جرات نمی کردم درباره مشکلم با کسی درد دل کنم از سوی دیگر هم پدر و مادرم به خاطر ترک تحصیل از دست من عصبانی بودند و به همین خاطر توجهی به روحیات و خواسته های من نمی کردند. ماه ها از این ماجرا می گذشت و من نمی توانستم خیانت جاوید را فراموش کنم تا این که مدتی قبل با مرد میانسالی که به اشتباه شماره تلفن مرا گرفته بود باب گفت وگو را باز کردم و بدین ترتیب آشنایی من با جهانگیر که ساکن مشهد بود رقم خورد وقتی ماجرای خیانت جاوید و مشکلات خانوادگی ام را برای او بازگو کردم به من قول داد با من ازدواج می کند و مرا از این وضعیت آشفته نجات می دهد. با وسوسه های او و حرف های عاشقانه اش فریب خوردم و برای آشنایی بیشتر با جهانگیر از خانه فرار کردم و به مشهد آمدم. او در پایانه مسافربری منتظرم بود و مرا به یکی از کوچه های خلوت اطراف خیابان شیرازی برد تا درباره ازدواج و برنامه های آینده با هم گفت وگو کنیم که در همین هنگام توسط ماموران انتظامی دستگیر شدیم این جا بود که فهمیدم جهانگیر متاهل و دارای چند فرزند است و من باز هم در دام شیاد دیگری گرفتار شده ام. . .
ماجرای واقعی با همکاری پلیس پیشگیری خراسان رضوی

برچسب ها

نوشته های مشابه

‫۶ نظرها

  1. واقعا ک ای اخبار داره کم کم ب قصه های تخیلی نزدیک میشه یعنی چی منو ب یکی از کوچه های خلوت برده تا با هم در مورد آینده حرف بزنیم یعنی تو کوچه های شلوغ نمیشه حرف زد واقعا ک

    1. خخخخخ دقیقا
      انگاری پلیسه منتظرشون بوده توکوچه
      اخه این چرت پرت چی هستن

    2. خب قاعدتا نمیاد بگه که برای کار دیگه ای رفتن تو کوچه خلوت
      بعد جالبه که نمیدونسته مرد ۵۵ ساله زن و بچه میتونه داشته باشه

  2. وااااای مگه میشه دختر سوم دبستان عاشق مرد ۱۸ ساله بشه؟
    اختلاف سنی خیلیییییییییییییییی زیاده برای ازدواج
    مطمئنم همش الکی بود

  3. همش دروغه….همه میدونن هدف چیه…لطفا واقعیت نویس باشید…روزی هزاران نفر قرارمیزارن بدون دستگیری….

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دوازده − 12 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن