اخبار مهم

دستگیری پسر جوان با دختر ۱۴ ساله در مسافرخانه/ آنها تنها بودند!

کد خبر : 38002

«دلم خیلی برایت می سوزد، تو آدم دست و پا چلفتی هستی و هیچ تصمیمی نمی توانی برای آینده ات بگیری!» هم کلاسی ام با این حرف هایش مرا به دام انداخت و کارم به این جا کشیده شد.

به گزارش صبح مشهد به نقل از خراسان «مهران» نوجوان ۱۷ ساله ای است که به همراه دختری ۱۴ ساله به اتهام فرار از خانه دستگیر شده اند. او در دایره اجتماعی کلانتری امام رضا (ع) مشهد افزود: اهل یکی از شهرهای شمالی کشور هستم. از چندی قبل هم کلاسی ام با دختری دوست شد. او هر روز با آب و تاب برایم از کارها و قول و قرارهایش تعریف می کرد و با تمسخر می گفت: پسر، تو چرا این قدر بی عرضه هستی؟ هم کلاسی ام یک روز شماره تلفنی را به دستم داد و خیلی جدی گفت: این شماره تلفن دختر خاله همان دختری است که با هم دوست هستیم. می توانی به او زنگ بزنی و…! با این که از انجام این کار وحشت داشتم اما وسوسه شدم و غروب همان روز به آن شماره زنگ زدم و با دختری به نام نیلوفر آشنا شدم و با این تماس زمینه ارتباط ما فراهم شد. پس از مدتی نیلوفر گفت: باید با هم قرار ملاقات بگذاریم. پسر نوجوان افزود: در همان دیدار اول احساس کردم که این دختر را با تمام وجود دوست دارم و این عشق احساسی تمام فکر و ذهنم را درگیر خود کرده بود. بالاخره تصمیم گرفتم حرف دلم را به پدر و مادرم بگویم و از خانواده ام خواستم تا به خواستگاری نیلوفر بروند اما پدر و مادرم با شنیدن این حرف مرا به سخره گرفتند و گفتند: بچه جان، دهانت هنوز بوی شیر می دهد و…! یک ماه از این ماجرا گذشت و نیلوفر که از مخالفت پدر و مادرم باخبر شده بود تماس گرفت و گفت قرار است پسر یکی از اقوام شان به خواستگاری او بیاید. با شنیدن این حرف فکر می کردم به آخر دنیا رسیده ام و اگر دختر مورد علاقه ام عروس شود، دیگر روی خوشبختی را نخواهیم دید. به همین دلیل به اتفاق نیلوفر فرار کردیم و به مشهد آمدیم. در این جا برای کرایه اتاق به یک مهمانپذیر رفتیم که به ما مشکوک شدند و با گزارش موضوع به پلیس دستگیر شدیم.

درباره این ماجرا نظر یکی از کارشناسان ارشد روان شناسی و مشاور خانواده را جویا شدیم. «ابوالفضل درودی» معتقد است نکته قابل توجه سن دختر و پسر است. هر دو در اوج بلوغ عاطفی- روانی و جنسی قرار دارند. در این مقطع تمام افکار و تصمیمات برگرفته از هیجانات عاطفی و جنسی است. وی افزود: بی توجهی به مسائل و مشکلات دوره نوجوانی به خصوص بلوغ می تواند منجر به عشق های آتشی شود. ناگفته پیداست که در این ماجرا به احتمال زیاد رابطه این دو نوجوان بی ارتباط با خانواده نیست و یا به تعبیر دیگر خانواده نتوانسته آن ها را در محور خود نگه دارد و فاصله عاطفی-روانی و نبود سیستم حمایتی در خانواده و بی توجهی به نیازهای خاص این دوره منجر به پناه آوردن نوجوان به کانون های محبت و توجه عاطفی و روانی در خارج از محیط خانواده می شود. می توانیم بگوییم بی توجهی و ناتوانی والدین در برخورد با این نوجوان و تمسخر او منجر به یک اشتباه دیگر شده و به این ترتیب زمینه برای فرار از خانه مهیا شده است. لذا به خانواده ها توصیه می شود به خواسته های حتی به ظاهر نامعقول فرزندان شان توجه بیشتری نشان دهند و از طریق جذب و توجه کردن به آن ها هم به ایجاد اعتماد به نفس در آنان کمک کنند و هم با این عمل فرزندان، والدین را منبع حمایتی مناسبی بیابند؛ ضمن این که در این صورت تصمیم های معقول و درستی اتخاذ خواهد شد.

برچسب ها

نوشته های مشابه

‫۵ نظرها

  1. بنظر شما مشکل جنسی رو چه جوری میشه حلش کرد بمونن تو خونه مشکل جنسیشون حل میشه یا پدر مادر شون باید به فکر ازدواجشون باشن پدر مادری که عرضه تامین کردن بچه شونو ندارن…. میخورن ازدواج می کنن…

    1. انشاالله شما ازدواج کردید شرایط عالی برای فرزندانتان را فراهم کنید تا با عرضه باشید

    2. سلام،
      علیرضا جان جواب سوالت در نوشتار خودت نهفته است.
      میگویی پدر و مادری که عرضه تامین ندارند…. و الان خودت برای ازدواج حکم همان پدر و شروع زندگی جدید را داری و آیا خودت توان یا عرضه شروع را داری که متکی به پدر مادر نباشی؟؟؟
      درست است جوان غریزه و نیاز به ازدواج دارد ولی به دلیل مشکلات اقتصادی حاکم نباید فقط فشار و توقع را معطوف به حمایت خانواده کند و با درایت و صبر و برنامه ریزی و تن دادن به فعالیت و کار و خلاصه با هدفمندی کم کم به سمت تشکیل خانواده ولو کمی با تاخیر برود…

  2. اوضاع اقتصادی مقصرهست که پدر و مادر نمیتونن بچه هاشونو ازدواج بدهند

  3. آدم برای عشقش همه کاری میکنه!!آفرین مهران تا آخرین لحظه با عشقت همراه شدی🖤🖤اقول داداش!!!خانواده منم بهم میگفتن تو عنوز خیلی بچه ای!!ولی آفرین داداشم!!!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

چهار × چهار =

دکمه بازگشت به بالا
بستن