اخبار مهماسلاید شو

رابطه پنهانی مدیر شرکت با خانم منشی/ رفتارهای غیرمتعارف و بی شرمانه همسرم با زنان دیگر جلوی من و پسرم!

کد خبر : 35577

رفتارهای غیرمتعارف همسرم به گونه ای است که حتی بازگو کردن آن نیز شرم آور است و کسی نمی تواند این ماجراها را باور کند، اما ضعف اعتقادات دینی و گرایش به فرهنگ غربی، این گونه رفتارهای زشت و زننده را با عناوینی مانند تجدد در میان برخی افراد سست ایمان به وجود می آورد که …
به گزارش صبح مشهد به نقل از خراسان این ها بخشی از اظهارات زن ۲۷ساله ای است که برای چاره جویی درباره رفتارهای غیرمتعارف و بی شرمانه همسرش به دایره مددکاری اجتماعی کلانتری میرزا کوچک خان مشهد مراجعه کرده بود.
این زن جوان درباره ماجرای ازدواجش با مردی بی بند و بار گفت: پدرم کارگری ساده و بی‌سواد بود که به سختی می توانست هزینه های زندگی خانواده پنج نفره اش را تامین کند. به همین دلیل هم هیچ کدام از خواهران و برادرانم نتوانستند حتی تا مقطع دیپلم تحصیل کنند. من در خانواده ای بزرگ شدم که نه تنها از اوضاع مالی نامناسبی برخوردار بود بلکه پدر و مادرم هیچ گاه توجهی به نیازهای عاطفی و روحی ما نیز نداشتند. با وجود این من با همه سختی ها به تحصیلاتم ادامه دادم وبرای ادامه تحصیل در مقطع کاردانی وارد دانشگاه شدم. این در حالی بود که باز هم خانواده ام اهمیتی به این موضوع نمی دادند و از من حمایت نمی کردند.
هنوز یک ماه بیشتر از حضورم در دانشگاه نگذشته بود که با «سالومه» آشنا شدم. او همکلاسی ام بود و پدرش وضعیت مالی خوبی داشت.
خیلی زود ارتباط من و او صمیمی شد و مدام با یکدیگر در ارتباط بودیم. اما وقتی می دیدم «سالومه» چگونه در رفاه و آسایش زندگی می کند و هر چیزی را دوست داشته باشد به راحتی می خرد، از نظر روحی به هم می ریختم و از خانواده ام متنفر می شدم، چرا که در برابر سالومه احساس سرشکستگی می کردم و به اوضاع اقتصادی خودم افسوس می خوردم.
تا این که روزی سالومه از من خواست در شرکت تجاری برادرش مشغول کار شوم. اگرچه حقوقش اندک و ناچیز بود اما به دلیل آن که طعم بی پولی را چشیده بودم از پیشنهادش استقبال کردم. دو سال بعد از این ماجرا در حالی که تحصیلاتم به پایان رسیده بود، سالومه مرا برای برادرش خواستگاری کرد.
«انوش» که از وضعیت مالی پدرم خبر داشت، منزلی در بهترین نقطه شهر اجاره کرد و همه اسباب و اثاثیه ام را یک جا خرید تا پدرم مجبور به تهیه جهیزیه نشود. من هم که از این ازدواج در پوست خودم نمی گنجیدم، سعی کردم زندگی عاشقانه ای را برایش فراهم کنم.

خلاصه یک سال بعد از آغاز زندگی مشترکمان صاحب یک فرزند پسر شدم و تصور می کردم با تولد آراد، زندگی ما زیباتر خواهد شد اما نمی دانم چه حادثه ای رخ داد که این زندگی عاشقانه رنگ باخت و روابط من و «انوش» سرد و بی روح شد.
با این که بیشتر از یک ماه از تولد فرزندم نمی گذشت ولی دیگر همسرم توجهی به نیازهای عاطفی و روحی من نداشت، به گونه ای که هر روز بیشتر از هم فاصله می گرفتیم. این اوضاع آشفته از من زنی افسرده ساخته بود.
ساعت‌ها گریه می کردم یا با پسرم سرگرم می شدم تا غصه هایم را فراموش کنم. وقتی مشکلم را با خانواده ام در میان گذاشتم، نه تنها حمایتی از من نکردند بلکه اموال و دارایی های انوش را به رخم کشیدند و این گونه تحقیرم کردند. از سوی دیگر زمانی که همسرم متوجه شد خانواده‌ام هیچ حمایتی از من نمی کنند و پشتیبانی در زندگی ندارم، رفتارهای غیرمتعارف و نامعقولش را شدت بخشید و به حد شرم آوری رساند.
او نه تنها در منزل را قفل می کرد و اجازه بیرون رفتن به من نمی داد بلکه شب ها برخی از دوستانش را به همراه همسرانشان به منزلم دعوت می کرد و تا پاسی از شب انواع فسق و فجور را مرتکب می شدند.
آن ها حجابی نداشتند و به بهانه آزادی و تجدد و به تقلید از فرهنگ غربی با پوشش زننده کنار هم می نشستند و با خنده های مستانه خودشان مرا آزار می دادند. این دعوت های گروهی هر روز شکلی جدید به خود می گرفت به طوری که غیرت و مردانگی هم از بین رفته بود و خجالت و حیا از رفتار آن ها شرمنده می شد. این رفتارهای زننده به حدی رسید که دیگر نمی توانستم شاهد این صحنه های شرم آور باشم، به همین دلیل اختلافات بین من و «انوش» شدت گرفت. در این میان برای یافتن چاره ای به کلانتری آمدم تا …
شایان ذکر است، به دستور سرهنگ باقی زاده (رئیس کلانتری میرزاکوچک خان) این زوج جوان پس از انجام مشاوره های مقدماتی در کلانتری به مرکز مشاوره پلیس معرفی شدند.
ماجرای واقعی با همکاری پلیس پیشگیری خراسان رضوی

برچسب ها

نوشته های مشابه

‫۱۱ نظرها

  1. نصف بیشترش دروغ بود صدرصد اونم تو رابطه ها نقش داشته اصلا امکان ندارد

  2. بی حجابی شروع از بین رفتن اعتقادات مذهب شیعه در دین اسلام
    ایرانی ها است کسی هم 👂 اش بدهکار این حرف های که در این پایگاه اطلاع‌رسانی منتشر می کنید نبست آب در هاون کوبیدن است

  3. چرا هر کار اشتباهی رو پای فرهنگ غربی میزارید! ,اونا هم به عقایدی پایبندن,اینا نشونه ی ضعف هایی از خودمونه… واقع بین تر باشیم

    1. مردا بعضی هاشون لیاقت زندگی زن وبچه و…. ندارن اگ زن و.. داشته باشه یک دختر جلف یا… خیابون رد بشه انگار نه انگار زنش کناارشه……خدا ازشون نگذره بخدا بچه گناه دارن

    2. تو بدبختی چرا به اسم ایران میزنی..ههههه
      خیلیم خوبیم ما.والا

  4. برخی غربی ها در روابط خط قرمزهایی دارن که عبور نمی کنن، خوب و بد همه جا هست

  5. این آقا از اولم مشکل داشته
    متاسفانه این خانوم پولشودیده و کورشده
    بعداینکه هرچی خواسته خریده و کمبودهاش تقریبا رفع شده
    اونموقع شوهرشو دیده

  6. اتفاقا خیلی هم درسته . انقدر سنگ غرب رو به سینه نزنید . تمام بدبختی های ما از همین فرهنگ غربی هست . مثل اینکه خفت و خرافات و آداب چرت قرون وسطا و وضعیف اسف بار غربی ها رو یادتون رفته ؟ دیگه بدترین دوران هایی که تا به حال ایران گذرانده صد برابر بهتر از قرون وسطای اوناست. الانم که نه تنها زندگیاشون از هم پاشیده بلکه زندگی مردم جاهای دیگه رو هم با همین فرهنگ غلطشون دارن خراب می کنن . اگه یه ذره به همون حضرت عیسی و مسیحیت خودشون که می نازن درست عمل کنند و کلا در همه جا اگه انسان پا رو اعتقادات خدایی اش و ارزش های انسانی اش نگذاره ، همچین اتفاقاتی نمی افته .

  7. در همسایگی ما در تهران همچین خانواده ایی زندگی میکردن زن بیچاره همیشه با پسرش تو پارک بود وقتی سر صحبت باز شد دقیقا مشابه این اتفاق رو تعریف کردو گفت شوهرم با دوستاش ومعشوقه هاشون میان خونه من از ترس اینکه مبادا خودم وپسرم شریک کارهاشون بشیم تا اونها میان من پسرمو میارم پارک وبه بهانه بازی بچه میام بیرون البته همه ی اینها رو با اشک وناراحتی بیان میکرد

  8. چرا قرارگاه پلیس راه شهرستان های جنوبی استان فارس (قیر و کارزین + جهرم + لارستان + گراش + اوز+ لامرد + مهر + فراشبند + خنج) بایستی در شهر لار مرکز شهرستان لارستان که در گوشه ای از جنوب فارس قرار گرفته است مستقر شده باشد؟
    چرا قرارگاه امداد رسانی هوایی (اورژانس هوایی) شهرستان های جنوبی استان فارس (قیر و کارزین + جهرم + لارستان + گراش+ اوز+ لامرد + مهر + فراشبند + خنج) بایستی در شهر لار مرکز شهرستان لارستان یا شهر جهرم مرکز شهرستان جهرم که هر دو در گوشه ای از جنوب فارس قرار گرفته اند مستقر شده باشند؟
    چرا اداره کل راه و شهرسازی شهرستان های جنوبی استان فارس (لارستان + گراش + اوز + لامرد + مهر + خنج) بایستی در شهر لار مرکز شهرستان لارستان که در گوشه ای از جنوب فارس قرار گرفته است مستقر شده باشد؟
    چرا …
    چرا …
    چرا …
    چرا …
    این که شهر لار مرکز شهرستان لارستان یا شهر جهرم مرکز شهرستان جهرم محل استقرار ادارات کل خدمات رسانی به شهرستان های جنوبی استان فارس ( قیر و کارزین + جهرم + لارستان + گراش + اوز+ لامرد + مهر + فراشبند + خنج) می باشند اشتباه بزرگ غیر قابل جبرانی است چون از هر طرف که فاصله زمینی و هوایی بین شهر خنج مرکز شهرستان خنج تا شهرستان های جنوبی استان فارس (قیر و کارزین + جهرم از مسیر راه جدید دیگ اشکن) + لارستان + گراش + اوز+ لامرد + مهر + فراشبند +خنج) را که محاسبه کنید از حدود ۳۹ کیلومتر تا ۴۹ کیلومتر می شود اما شهر لار مرکز شهرستان لارستان و شهر جهرم مرکز شهرستان جهرم در گوشه ای از جنوب استان فارس با فاصله ای بیش از دویست کیلومتری شهرستان های جنوبی استان فارس (قیر و کارزین + جهرم + لارستان + گراش + اوز+ لامرد + مهر + فراشبند + خنج) قرار گرفته اند. متاسفانه کسانی بر شهرستان های جنوبی استان فارس و استان فارس و کشور ایران حکومت می کنند که آسایش مردم عادی (اکثریت مردم) شهرستان های جنوبی استان فارس برایشان مهم نیست اگر بود به جای شهرهای لار مرکز شهرستان لارستان شهر جهرم مرکز شهرستان جهرم بایستی شهرخنج مرکز شهرستان خنج به عنوان محل استقرار ادارات کل برای خدمات رسانی به مردم شهرستان های جنوبی استان فارس (قیر و کارزین + جهرم + لارستان + گراش + اوز+ لامرد + مهر + فراشبند + خنج) قرار می گرفت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پنج × دو =

دکمه بازگشت به بالا
بستن