
این روزها وقتی در خیابانهای شهر قدم میزنیم، شاهد دگردیسی عجیبی در سیمای عمومی جامعه هستیم. تنوع در پوشش، که روزگاری تنها یک انتخاب ساده بود، امروز برای بسیاری به نمادی از یک هویتخواهی یا ایستادگی تبدیل شده است. از سوی دیگر، در همان خیابانها، خانوادههایی را میبینیم که با نگرانی به این تغییرات مینگرند؛ نگرانیای که ریشه در ترس از گسست ارزشها و دغدغههای فرهنگیشان دارد.
فرزانه پیرو احمدی- مشاور خانواده
صبح مشهد- به عنوان کسی که دغدغهاش سلامتِ روانِ این جامعه است، میخواهم یک پرسش مهم را با هم مرور کنیم: ما در کدام نقطه از این بازیِ تقابل ایستادهایم؟
روانشناسیِ جوامعِ درگیرِ بحران، به ما میگوید که وقتی فشار خارجی (مانند مشکلات اقتصادی یا تهدیدهای امنیتی) افزایش مییابد، جامعه به طور طبیعی به سمت اتحاد نیاز دارد. اما وقتی شکافِ ارزشی در داخل عمیقتر میشود، ما دچار فرسودگی روانی میشویم. وقتی در یک خانه، اعضای خانواده سرِ نحوه چیدمانِ وسایل با هم درگیرند، در حالی که دیوارهای خانه در حال فروریختن است، بازندهی اصلی همه ساکنانِ آن خانه هستند.
صحبت از این نیست که چه کسی حق دارد یا چه پوششی درست است؛ صحبت از هزینهای است که بابت این تقابلِ زودهنگام میپردازیم.
خطاب به نسل جوانی که میخواهد آزادانه زیست کند: آزادی، تمرینِ مسئولیتپذیری است. گاهی شتابزدگی در نمایشِ این آزادی، در جامعهای که هنوز به بلوغِ پذیرشِ حداکثری نرسیده، نه تنها راه را باز نمیکند، بلکه جبهههای تندرو را برای برخوردی که همه از آن میهراسیم، متحدتر میکند. آیا به قیمتِ کمی راحتتر بودن در یک لحظه، ارزشش را دارد که امنیتِ روانیِ خود و جامعهمان را با ورود به تنشهای داخلی به خطر بیندازیم؟
و خطاب به کسانی که نگرانِ تغییراتِ فرهنگی هستند: نگاهِ حذفی و تقابلی، ریشه در ترس دارد. ترس از اینکه دیگری، دنیای من را ویران کند. اما در کنار رعایت واجب شرعی، بیایید به جای تمرکز بر پوشش دیگران، بر حفظِ پیوندهای انسانی تمرکز کنیم و با زبان نرم و لین پیش بریم.
وقتی انرژیِ جامعه صرفِ دعواهای خیابانی بر سرِ لباس شود، یعنی ما اجازه دادهایم که مشکلاتِ اصلیتر همانهایی که کمرِ خانوادهها را زیر بارِ گرانی خم کرده در سایه بمانند و فراموش شوند.
ما در یک کشتی نشستهایم. این کشتی در حال حاضر با طوفانهای اقتصادی و تهدیدهای امنیتی دستوپنج نرم میکند. ایجاد یک طوفانِ داخلیِ دیگر به بهانهی نوعِ پوشش، پیش از آنکه پیروزیِ ارزشی برای گروهی باشد، غرق کردنِ خودِ ماست.
بیایید خویشتنداری را به عنوان یک مهارتِ اجتماعی یاد بگیریم. نه به معنای عقبنشینی از خواستهها، بلکه به معنای درکِ اولویتها. شاید امروز، بیش از هر زمان دیگری، نیاز داریم به جای نگاه کردن به قدِ دامنها یا رنگِ شالها، به دردها و نگرانیهای مشترک یکدیگر نگاه کنیم.
برای عبور از این دورانِ سخت، ما بیش از هر چیز به مدارا و گذشتِ آگاهانه نیاز داریم تا مبادا روزی برسد که ببینیم، در میانِ غبارِ این جنگهای داخلی، دیگر چیزی از آرامشِ خانوادهها باقی نمانده است.



