
یک هنرمند نقاش با تأکید بر ظرفیت نقاشی قهوهخانهای در بازنمایی هویت ملی و مذهبی ایران، گفت: بهرهگیری از روایتهای شاهنامه فردوسی و دیگر متون حماسی در کنار حمایت نهادهای فرهنگی و هنری میتواند به احیای این هنر اصیل ایرانی و بازگشت آن به فضای فرهنگی جامعه کمک کند.
به گزارش صبح مشهد، نرگس عشقی در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: نقاشی قهوهخانهای یک گونه کاملا اصیل و ایرانی است که نمونههای آن را در هیچ کجای دنیا نمیتوان پیدا کرد. این هنر معمولا با نامهای «خیالیسازی» یا «خیالینگاری» نیز شناخته میشود.
مخاطب نقاشی قهوهخانهای شامل مردم عام میشده است که در ادامه وارد دربار و مخاطب درباری را نیز در برگرفته است. این نوع از نقاشی شامل موضوعاتی مانند رزم و بزم، مذهبی و عاشورایی و شمایل میشود. با توجه به اینکه هدف هر رسانه انتقال یک مفهوم است، هدف نقاشی قهوهخانهای نیز انتقال یک مفهوم به مردم است. مضمون این نقاشی شامل موضوعاتی مانند هویت ملی، مباحث مذهبی، مجلس بزم و دختران قاجار میشود. وی ادامه داد: در آموزش نقاشی قهوهخانهای نمیتوانیم از آنچه که در گذشته وجود داشته و به هنرجویان آموزش داده میشده است، در زمان معاصر نیز از آنها استفاده کنیم. در گذشته، شیوه یادگیری متفاوت بوده و مساله شاگرد استادی اهمیت زیادی داشته است.
سیستم آموزشی فعلی تفاوتهای زیادی با زمان گذشته دارد و امروزه هنرجویان بیشتر به سمت یادگیری سایر سبکهای نقاشی میروند. میرود. در حال حاضر نقاشی قهوهخانهای از مخاطب خاص برخوردار است و کسانی که به دنبال یادگیری این حرفه هستند، به فرهنگ و هویت ایرانی-اسلامی علاقهمند هستند. البته که تعداد خروجی این افراد، آمار بالایی ندارد، چراکه از ادامه مسیر آموزش باز میمانند و یا حرفه خود را تغییر میدهند.
این هنرمند نقاش افزود: در بسیاری از مخازن و گنجینههای موزههای ایران نقاشیهای قهوهخانهای وجود دارد که در جریان برگزاری برخی از مراسم از آنها استفاده میشود. در موزه هنرهای دینی امام علی(ع) با حضور فرزندان اساتید برجسته نقاشی قهوهخانهای، انجمنی مردممحور ایجاد و ثبت شده است که از این حرفه حمایت میکنند. حمایت گالریداران و موزهداران از این گونه نقاشی این قابلیت را دارد که توسعه یابد و حتی میتواند به شکل مستقل و یا با همکاری سایر ارگانهای هنری نمود بیشتری پیدا کند.
ضرورت شناخت هویت ملی و مذهبی از سوی نقاشان قهوهخانهای این هنرمند نقاش با بیان اینکه در برخی از موارد هنر معاصر به فضای نقاشی قهوهخانهای نفوذ یافته است، چراکه دو فضای مستقل و جداگانه هستند، یادآور شد: اگر هنرمندان تلاش کنند اصول و قواعد نقاشی خارجی را وارد حوزه نقاشی قهوهخانهای کنند و رنگوبوی کلاسیک به آن ببخشند این امکان وجود دارد که این نقاشی ایرانی لطمه ببیند. نقاشی قهوهخانهای از ظرفیت فرهنگی و تاریخی برخوردار است اما جایگاهی که شایسته آن است را در هنر ایران ندارد و این به خاص بودن مخاطب آن ارتباط دارد.
عشقی اضافه کرد: ما از بسیاری از مباحث هویت ملی و مذهبی خود فاصله گرفتیم و در فضای معاصر بسیاری از این موارد برخلاف سابق، پذیرفته شده نیست. با توجه به عدم حضور نقاشان سابق و فعال در این حوزه، بسیاری از موضوعات کمرنگ شدهاند و بسیاری از افراد در حال حاضر نسبت به شاهنامه و موارد مذهبی ناآگاه هستند. وی با بیان اینکه نقاشی و بسیاری از صنایع دستی از نرخ بالایی برخوردار هستند و چالشهای اقتصادی یکی از مهمترین موانع تداوم نقاشی قهوهخانهای است، گفت: افرادی که خریدار این نوع از نقاشی هستند قاعدتا از نیازهای اولیه مالی خود گذر کردهاند. اگر شرایط اقتصادی از ثبات برخوردار باشد قطعا افراد بیشتری برای خرید آثار قهوهخانهای تمایل پیدا میکنند.
برخی دیگر نیز نسبت به هویت ملی و مذهبی خود آگاهی و دانش لازم را ندارند و یا حتی آن را در نظر نمیگیرند. سلایق گوناگون هم باعث میشود تا افراد علاقهای به طرحهای مجالس رقص و مذهبی نشان ندهند. این هنرمند نقاش افزود: با از دست دادن برخی از اساتید برجسته حوزه نقاشی قهوهخانهای، شاهد کاهش تولیدات در این زمینه هستیم البته که با راهاندازی انجمنهای مربوط به این حوزه تلاش داریم تا این شیوه را حفظ کنیم.
رسانهها از اهمیت بسیار بالایی در جهت معرفی این نوع از نقاشی برخوردار هستند و مشکلات ساختاری و تغییر ذائقه را میتوان ازجمله مواردی دانست که موجب شده تا نقاشی قهوهخانهای کمرنگتر جلوه پیدا کند. اوج این گونه نقاشی با شکلگیری مدرسه صنایع مستظرفه همزمان بوده که حمایتهای دولت و دربار را به دنبال داشته است.



