
گزارشی درباره یک شهر تاریخی واقع در رشتخوار که همچنان زیر خاک مدفون است و حفاران غیرمجاز پیش از باستانشناسان به سراغ آن رفتهاند.
صبح مشهد- در جنوبغربی روستای اکبرآباد رشتخوار، تپههایی کمارتفاع و خاکگرفته در دل دشت، بقایای شهری را در خود جای دادهاند که روزگاری از مراکز مهم سکونت، تجارت و عبور کاروانها در شرق خراسان بوده است؛ شهری تاریخی به نام «جیزد» که پس از زلزلهای ویرانگر، آرامآرام به فراموشی سپرده شد و امروز بخش مهمی از رازهای آن همچنان زیر خاک مدفون است.
اما این شهر تاریخی سالهاست از گزند حفاران غیرمجاز در امان نمانده و حفاریهای متعدد و دستدرازی به لایههای تاریخی، چهره جیزد را به زمینی پر از گودال و حفره تبدیل کرده است. به گزارش خراسان، شهر تاریخی جیزد که در میان مردم منطقه با عنوان «قلعه کهنه جیج» نیز شناخته میشود، از مهمترین محوطههای تاریخی شهرستان رشتخوار به شمار میرود؛
محوطهای که وسعت آن حدود ۶۰ هکتار برآورد شده است و بر اساس مطالعات و گزارشهای میراث فرهنگی، پیشینه آن به قرون پنجم تا هشتم هجری قمری باز میگردد. شهری در مسیر کاروانهای خراسان موقعیت جغرافیایی جیزد، از مهمترین عوامل شکلگیری و رونق این شهر در گذشته بوده است. این شهر در مسیر ارتباطی میان نیشابور، زاوه، ترشیز، توس و مناطق شرقی ایران از جمله قهستان، سیستان و سرزمینهای شرقی قرار داشت و همین موقعیت، آن را به حلقهای مهم در شبکه راههای کاروانی منطقه تبدیل کرده بود.
شواهد موجود نیز نشان میدهد، جیزد تنها یک سکونتگاه ساده نبوده و از ساختار شهری قابل توجهی برخوردار بوده است؛ وجود ارگ مرکزی، حصار پیرامونی، برجهای دیدهبانی و خندق، بیانگر اهمیت دفاعی و جایگاه این شهر در منطقه است. خانههایی خشتی در دل کویر معماری جیزد نیز متناسب با شرایط اقلیمی خراسان شکل گرفته بود. استفاده از خشت خام و آجر، دیوارهای ضخیم و پوششهای گنبدی از ویژگیهای معماری این شهر بوده است؛ شیوهای که امکان مقابله بهتر با گرمای تابستان و سرمای زمستان را برای ساکنان فراهم میکرد. اما امروز از آن شهر آباد، بیشتر تپهماهورهایی پراکنده و نشانههایی از ساختارهای معماری باقی مانده است؛ آثاری که در نگاه نخست شاید تنها تودههایی خاکی به نظر برسند، اما در دل خود بخشهایی از تاریخ چندین قرن منطقه را پنهان کردهاند. زلزلهای که جیزد را به خاک نشاند یکی از مهمترین فصلهای تاریخ جیزد به زمینلرزهای سهمگین در قرن هشتم هجری بازمیگردد؛
حادثهای که سرنوشت این شهر و بسیاری از آبادیهای منطقه را تغییر داد. فصیحی خوافی، مورخ مشهور قرن هشتم هجری، در «مجمل التواریخ» از زلزله سال ۷۳۷ هجری قمری یاد کرده است؛ زمینلرزهای ویرانگر که محدوده وسیعی از زوزن تا جیزد را تحت تأثیر قرار داد و بنا بر گزارشهای تاریخی، جان بیش از ۳۰ هزار نفر را گرفت. این حادثه ضربهای سنگین بر جیزد وارد کرد و بهتدریج روند افول و متروک شدن شهر را رقم زد؛ شهری که پیش از آن، سالها محل زندگی، تجارت، تولید و رفتوآمد کاروانها بود. سفالهایی که از رونق یک شهر خبر میدهند رئیس اداره میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی شهرستان رشتخوار با اشاره به وضعیت کنونی جیزد اظهار کرد: پس از زلزله بزرگ، شهر بهتدریج متروک شد و امروزه تنها تپهماهورها، بقایای ارگ، حصار، خندق و برجهای پیرامونی آن قابل مشاهده است.
کاظم کامیاب با بیان این که تاکنون کاوشهای گسترده علمی در این محوطه انجام نشده است، افزود: یافتههای سطحی موجود از اهمیت بالای جیزد حکایت دارد. به گفته وی، سفالهای لعابدار رنگی، قطعات ظروف تزیینی و بقایای کورههای سفالپزی از جمله آثاری است که در سالهای مختلف در این محدوده شناسایی شده است. این یافتهها نشان میدهد جیزد علاوه بر آنکه یک مرکز سکونتی و تجاری بوده، فعالیتهای صنعتی و هنری نیز در آن رونق داشته است.
تنوع سفالهای بهدستآمده از محوطه نیز میتواند نشانهای از سطح زندگی ساکنان و ارتباطات فرهنگی و اقتصادی گسترده این شهر با دیگر مناطق باشد؛ در حالی که کشف بقایای کورههای سفالپزی در اطراف محوطه، از رونق تولیدات سفالی در جیزد حکایت دارد. شهری که هنوز کاوش نشده است با وجود اهمیت تاریخی جیزد، بخش قابل توجهی از این محوطه همچنان ناشناخته باقی مانده و تاکنون کاوشهای گسترده و منسجم باستانشناسی در آن انجام نشده است.
فعالان حوزه میراث فرهنگی بر ضرورت افزایش گشتهای حفاظتی، تعیین دقیق حریم اثر و اجرای مطالعات و کاوشهای علمی در این محوطه تأکید دارند؛ اقداماتی که میتواند اطلاعات تازهای درباره ساختار شهری، اقتصاد، معماری و شیوه زندگی ساکنان جیزد در اختیار پژوهشگران قرار دهد. در سالهای اخیر نیز موضوع انجام پژوهشهای بنیادین برای شناسایی دقیق محدوده تاریخی جیزد و حفاظت از آن در نشستهای میراث فرهنگی استان مطرح شده است.



