اسلاید شویادداشت روز

دستور کار ملی

کد خبر : 65518

نویسنده: غلامرضا بنی اسدی

صبح مشهد- جنگ اگر چه با آتش بس رسید اما تجربه می گوید نه دست از ماشه بردارید و نه به غفلت فرصت بروز بدهید پس، شش‌دانگِ حواس‌مان باید به ایران باشد؛ این دیگر یک توصیه‌ احساسی یا شعارِ موسمی نیست، بلکه یک «دستور کار ملی» است در معنای دقیق آن.

ایران، به‌مثابه یک «دولت-ملت» تاریخی، در نقطه‌ای ایستاده که همزمان در معرض فشارهای ژئوپلیتیک، رقابت‌های انرژی و جنگ‌های شناختی قرار دارد. در چنین وضعیتی، مراقبت از «تمامیت ارضی» فقط به معنای پاسداری از خاک نیست، بلکه به معنای حفاظت از شبکه‌ای از منافع، هویت‌ها و روایت‌هاست که ایران را به ایران تبدیل کرده است.

با این‌حال، در دل این نگاه کلان، یک «به‌ویژه» تعیین‌کننده نیز وجود دارد: استان‌های نفت‌خیز. در ادبیات اقتصاد سیاسی، منابع طبیعی—به‌ویژه نفت—همزمان که می‌توانند موتور توسعه باشند، به همان میزان نیز می‌توانند به کانون مداخله و بحران بدل شوند. آنچه در نظریه‌ها از آن به «نفرین منابع» یاد می‌شود، دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود؛ جایی که ثروت زیرزمینی، طمع فراملی را فعال می‌کند. بنابراین، حساسیت مضاعف نسبت به این مناطق، مبتنی بر یک فهم واقع‌گرایانه از سیاست جهانی است.

اگر نقشه ایران را پیش روی خود بگسترانیم، آنچه می‌بینیم صرفاً جغرافیا نیست؛ بلکه یک «میدان نیرو» است. هر استان، هر مرز، هر کریدور انرژی، بخشی از یک بازی بزرگ‌تر است که بازیگران آن، از دولت‌ها تا شرکت‌های چندملیتی و حتی شبکه‌های رسانه‌ای را در بر می‌گیرد.

در چنین میدانی، حتی یک جمله—مثلاً همان اظهارنظر بی‌پرده تاجر مرگ درباره نفت ایران—می‌تواند به‌مثابه یک «سیگنال سیاسی» تحلیل شود؛ سیگنالی که نشان می‌دهد رقابت بر سر منابع، همچنان در قلب سیاست بین‌الملل قرار دارد. از این منظر، پاسخ ایران نیز باید چندلایه باشد. در سطح سخت، بازدارندگی و حضور میدانی معنا پیدا می‌کند؛ در سطح نیمه‌سخت، دیپلماسی فعال و ائتلاف‌سازی منطقه‌ای؛ و در سطح نرم، تدبیر برای«مدیریت ادراک» و «ساخت روایت». اینجاست که میدان، دیپلماسی و رسانه، نه سه حوزه‌ی جدا، بلکه سه ضلع یک مثلث واحد هستند. اگر یکی از این اضلاع دچار ضعف شود، کل سازه‌ امنیت ملی آسیب‌پذیر خواهد شد.

در این میان، نقش رسانه و گفتمان- که تجلی آن را در خیابان هم می بینیم- کمتر از میدان و دیپلماسی نیست. در عصر «جنگ‌های شناختی»، تسلط بر ذهن‌ها، به‌مراتب تعیین‌کننده‌تر از تسلط بر زمین‌هاست. رسانه‌های رقیب تلاش می‌کنند با اشغال ذهن مخاطب، واقعیت را بازتعریف کنند؛ در مقابل، آنچه می‌تواند این اشغال را خنثی کند، تولید روایت‌های معتبر، منسجم و اقناع‌کننده است. واژگان، دیگر صرفاً ابزار بیان نیستند؛ آن‌ها ابزار قدرت‌اند. هر کلمه، می‌تواند یا در خدمت تثبیت هویت ملی باشد یا در جهت تضعیف آن عمل کند. در سطح منطقه‌ای نیز، پروژه‌هایی که با هدف تضعیف یا تجزیه ایران طراحی می‌شوند، بیش از آنکه نظامی باشند، «چندوجهی» هستند؛ ترکیبی از فشار اقتصادی، عملیات رسانه‌ای و تحریک شکاف‌های اجتماعی. پاسخ به چنین پروژه‌هایی، نیازمند «حضور هوشمند» است؛ حضوری که همزمان در میدان، در دیپلماسی و در افکار عمومی قابل مشاهده باشد. این همان نقطه‌ای است که ناکامی رقبا، نه صرفاً یک پیروزی نظامی، بلکه یک موفقیت در «مدیریت کلان سیستم» تلقی می‌شود.

در داخل نیز، آنچه می‌تواند این منظومه را پایدار نگه دارد، «وحدت در عین کثرت» است؛ مفهومی که در علوم سیاسی، به‌عنوان یکی از شروط پایداری دولت-ملت‌ها شناخته می‌شود. شعار «اقتصاد مقاومتی در سایه وحدت ملی و امنیت ملی» باید به یک «پارادایم حکمرانی» تبدیل شود. اقتصاد مقاومتی، بدون اجماع اجتماعی، به شعار و مناسک تقلیل می‌یابد و وحدت ملی، بدون پشتوانه اقتصادی، شکننده خواهد بود.

آنچه امروز در خیابان، میدان و رسانه دیده می‌شود—این هم‌زمانی نسبی در کنش و روایت—نشانه‌ای از شکل‌گیری یک «هم‌افزایی ملی» است. اما این وضعیت، یک امر خودبه‌خودی نیست؛ بلکه نیازمند بازتولید مداوم در سطح نخبگان، رسانه‌ها و نهادهای تصمیم‌گیر است. به بیان دیگر، ایران امروز بیش از هر زمان دیگری، به «هماهنگی در سطح سیستم» نیاز دارد؛ هماهنگی‌ای که بتواند از دل تهدید، فرصت بسازد و از دل کثرت، وحدت خلق کند.

در نهایت، آنچه تعیین‌کننده است، نه صرفاً داشتن منابع یا قدرت، بلکه «توانایی تبدیل آن‌ها به مزیت راهبردی» است. ایران، هم منابع را دارد، هم سرمایه انسانی را و هم تجربه تاریخی را. اگر این سه، در یک چارچوب منسجم و آگاهانه به هم متصل شوند، آن‌گاه نه‌تنها تهدیدها خنثی می‌شوند، بلکه امکان خلق یک الگوی بومی از پیشرفت و امنیت نیز فراهم خواهد شد—الگویی که در آن، حواسِ شش‌دانگ، نه یک هشدار موقت، که یک سبکِ حکمرانی پایدار است.

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دو × 1 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن