
غلامرضا تدینی راد
از بعد عقدمان بهانه گیری ها شروع شد. رفتیم سر خانه وزندگی مان … .
مادر شوهرم می آید خانه ما .رو نمی دهم و اگر حرفی بزند از کوره در می روم. چند بار جوابش را داده ام ودعوا کردیم.
بعد هم سر ابنمسایل روی اعصاب شوهرمراه می روم. یک روزخبر نداشتم چک بانکی اش برگشت خورده ، خانه آمد وحرف مادرش را پیش کشیدم . واویلا شد.چند روزی قهر بودیم . دلم برایش تنگ شده بود. دیدنش رفتم و آمدیم مشاوره.
نظر کارشناس:
فرزانه پیرو احمدی ، مدرس مهارت های زندگی و مشاور خانواده :
چند راهکار به عنوان کلید حل مساله می توانیم داشته باشیم.
راهکار ۱: ایجاد جبهه واحد با همسر :
بزرگترین اشتباه، وارد شدن به بگومگوی مستقیم با مادرشوهر است.
تمرین: با همسر به جای “مادرت این کار را کرد”، از جملات “من” استفاده کنید: «من وقتی این اتفاق میافتد احساس ناامنی میکنم، چطور میتوانیم این موضوع را حل کنیم؟»
راهکار ۲: تکنیک مرزبندی آرام اما قاطع
مرزگذاری نباید با پرخاشگری همراه باشد، چون پرخاشگری باعث مقاومت بیشتر میشود.
*مثال:* اگر مادرشوهر در مورد نحوه تربیت فرزند دخالت میکند بگوییم «ممنون نگران هستی مادرجان، اما ما تصمیم گرفتیم این روش را امتحان کنیم.» (بدون بحث کردن درباره اینکه چرا روش او غلط است).
راهکار ۳: تکنیک “سنگ خاکستری”
اگر مادرشوهر فردی آسیبرسان (Toxic) است که با بحث و جنجال تغذیه میشود:
روش: در برابر انتقادات یا تلاش برای درگیری، مثل یک “سنگ خاکستری” بیروح باشید. پاسخهای کوتاه، خنثی و غیرجذاب بدهید (بله، خیر، متوجه هستم). وقتی او نبیند که شما واکنش هیجانی (خشم یا گریه) نشان میدهید، از تلاش برای تحریک شما دست میکشد.
راهکار ۴: مدیریت انتظارها :
بسیاری از تنشها از اینجاست که ما انتظار داریم مادرشوهر “تغییر کند” یا “ما را درک کند”.
راهکار: به جای تلاش برای تغییر او، روی «واکنش خودتان» کار کنید. پذیرفتن اینکه «او با این شخصیت و این باورها است» به شما کمک میکند تا واکنشهای کمتر پرخاشگرانه و بیشتر استراتژیک داشته باشید.



