زندگی

 خمار خمار!

کد خبر : 65493

غلامرضا تدینی راد

مشاور خانواده : فرزانه پیرو احمدی

به قیافه زاقارت و به هم ریخته‌ام نگاه نکنید، تا چندسال قبل سری توی سرها داشتم‌ و حرفم برو بود … .

مادرم پابند زندگی نبود، پدرم سعی می‌کرد خودش را به آن در بزند و بگوید از کارهایش بی‌اطلاع است ، اگرچه بعدها که صحبت کردیم می‌گفت قصد داشته به او فرصت بدهد شاید خودش را اصلاح کند.

همسایه‌ها چند بار در مورد رفت و آمدهای مادرم با پدرم صحبت کردند.
مادرم خاطر خواه پسری شده بود و می گفت پدرم را نمی خواهد . طلاق گرفتند‌ . من ماندم با پدرم. روزهای سختی را پشت سر گذاشتیم.

مدتی گذشت. پدرم به اصرار مادر بزرگ‌ازدواج‌کرد. همسر پدرم یک فرشته واقعی است .‌هیچ وقت به خودم اجازه نداده ام نامادری صدایش کنم. برایم سنگ‌تمام گذاشته و هر چه از خوبی اش بگویم کم است.

سرباز بودم که فهمیدم مادرم یکی دوبارازدواج کرده و طلاق گرفته و‌در اعتیاد غوطه ور شده است. این غم سنگین ، جوانی ام‌ را به تاراج داد. به سمت مواد مخدر رفتم. یک‌نامرد پیشنهاد داد و گفت : بی خیال دنیا می شوی. به اینجا رسیدم که می بینید . مواد مخدر صنعتی دمار از روزگارم در آورده است. برای خرحی شیشه لعنتی دست به دزدی می زدم. مادرم خودش را بدبخت کرد و من با غیرت بیجا سر خودم بلا آوردم.

گفت و گو با کارشناس
فرزانه پیرو احمدی ، مشاور خانواده و‌مدرس مهارت های زندگی :

این روایت حاکی از انتخاب‌های غلط والدین ،به ویژه نبود حمایت عاطفی و درگیری مادر با اعتیاد و روابط ناموفق ،زخم روحی بر فرزند گذاشته و در انزوا و فقدان به سمت اعتیاد سوق داده شده است.

برای پیشگیری چنین آسیب هایی لازم است خانواده ها اموزش مهارت های ارتباطی و فرزند پروری را بیاموزند. همچنین نیازمند ایجاد فضایی امن برای بازسازی اعتماد به نفس ،یادگیری مهارت‌های مقابله ای و بازیابی هویت فردی است که هم خانواده و هم جامعه نقش بسزایی در این امر دارند .

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

چهار × 1 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن