زندگی

خودتی!

کد خبر : 64645

دختر فامیلمون بود، خواستگاریش رفتم و خونواد ش به اعتبار اسم و رسم پدر خدابیامرزم جواب بله گفتند.

سنگ جلوی پای ما نگذاشتند و من خیلی راحت و بی‌دردسر زن گرفتم.قرار بود یکی دو سال دوران عقد بمونیم و بعد از اون که خودمون رو کمی جمع و جور کردیم خونه بخت بریم.

من آدم مغروری بودم . همیشه توقع بیش از حد از همسرم و خانواده‌اش داشتم.

از طرفی با یکی از دوستام مشورت می‌کردم و می‌گفت باید کلاهشون را بالا بندازن که تو رفتی و دخترشون را گرفتی.

رفتارهام طوری بود که حتی برای خرید هدیه‌هایی که در مناسبت‌های مختلف مثل جشن تولدم می‌خواستند برایم بگیرن دغدغه داشتن.

از طرفی می‌دونستم دست پدرش خالیه و در تدارک تهیه جهیزیه هستند ولی کوتاه نمی‌اومدم و می‌خواستم برایم سنگ تموم بگذارن.

موضوع اختلاف ما از تصمیم من در سرمایه‌گذاری یک کار شروع شد. کاری که فکرمی‌کردم خیلی بزرگه و می‌تونه ره صد ساله را برایم یک شبه طی کند.

هرچه داشتم و نداشتم تحویل دوستم دادم و قرار شد برایم شرایطی فراهم کنه تا از ایران برم.

همسرم می‌گفت بدون مطالعه و شناخت و فقط به اعتماد یک مشت حرف پرت و پلای دوستات به زندگی مان آتش نزن .

من این کار را کردم و سرلج هم افتاده بودم. نمی‌خواستم به هیچ قیمتی کم بیاورم. سرمایه‌ام را باختم و دوباره باید از صفر شروع می‌کردم.

همسرم باز هم کوتاه اومد و گفت پشتت هستم نگران نباش.

نتونستم با این شکست سنگین کوتاه بیام و متأسفانه به باوری غلط برای فرار از غم این مشکلات معتاد شدم.‌

بازهم رفیق ناباب زیر پایم نشست. همسرم خسته شده بود، مهریه اش رو بخشید و جونش رو آزاد کرد. با غرور طلاقش دادم و چند سالی از این ماجرا گذشت.

امروز زنم و بچه اش رو توی خیابون دیدم. فقط جلو رفتم ازش حلالیت بگیرم. می‌خواستم خواهش کنم مرا ببخشد.

نمی‌دونستم شوهرش توی ماشین نشسته، اون که منو نمی‌شناخت پیاده شد و با عصبانیت گفت چرا مزاحم زن مردم می‌شی؟

دست به یقه شدیم و گفتم حرف دهنتو بفهم  مزاحم خودتی .زن بیچاره نمی‌تونست توضیح بده ومنو معرفی کنه.‌گشت پلیس هم سر رسید . می‌خواستم فرار کنم که اون مرا گرفت و مجبور شدم  کتکش زدم.

الانم حرفم یک جمله هست، این زن منو ببخشد و حلالم کند. اشکش رو درآوردم و با آبروش بازی کردم. خدا رو شکر زندگی خوبی دارد و شوهرش هم آدم حسابی است.

 

🖋غلامرضا تدینی راد

#زندگی هرشب با یک داستان واقعی در مشهد مهمان شماست…

برچسب ها
نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

5 × یک =

دکمه بازگشت به بالا
بستن