
نویسنده: محمد حسین روشنک
«قلم» همواره در شرایط عدمتعادلهای اقتصادی و نوسانات بازار،بهویژه در حوزه تورم و بهای ارز، وظیفه و رسالت خود میدانست که نظرات و هشدارهای تحلیلیاش را بیپرده با مخاطبان در میان بگذارد.
با این حال، مدتی بود به دلیل فضاسازیها و القائات غیرواقعی برنامههایی نظیر برنامه تلویزیونی «سه تفنگدار شعاری»که فضایی کاذب و به دور از واقعیات بر اتمسفر اقتصاد حاکم میکنند ، سکوت اختیار کرده بود.
صبح مشهد- چند ماه پیش، زمانی که نرخ دلار در تراز پایینی قرار داشت و بهای آن از قیمت واقعی و بنیادین اقتصاد کمتر بود، سیاستگذار پولی توانست با درایت، حدود ۴ میلیارد دلار را در نرخ تعادلی کمتر از۲۰۰ هزار تومان از بازار جمعآوری و ذخیرهسازی نماید.
اما اکنون به نظر میرسد بانک مرکزی با این ارزیابی کارشناسی وارد میدان شده که بهای کنونی دلار تحت تأثیر انتظارات تورمی حاصل از طبلهای جنگ و تبلیغات پرخاشگرانه از ارزش ذاتی مصرفی خود فراتر رفته و حاوی «حباب سنگین ۴۰ هزار تومانی» است؛ از این رو برای جمعآوری ریال و تعادلبخشی، اقدام به عرضه و فروش دلار با همان حباب ۴۰ هزار تومانی نموده است.
در این شرایط پرالتهاب، ورود مردم عادی به بازار ارز با انگیزه حفظ ارزش سرمایه های کوچک خود انتخابی در بستر ریسکهای فرساینده است. واقعیت تحلیلی اقتصاد نشان میدهد نرخ دلار در شرایط کنونی نباید از مرز «۲۳۰ هزار تومان » فراتر رود.
قلم قصد ندارد برای جامعه نسخه قطعیِ «خریدن یا نخریدن» صادر کند؛ هدف، روشنگری بر سر یک واقعیت عریان است: «سقف فعلی قیمت دلار در بازار ایران دستکم ۴۰ هزار تومان حباب دارد.» اینکه این حباب در سایه بازیهای رسانهای و هیجانات سیاسی حجیمتر خواهد شد یا تدابیر بانک مرکزی و مذاکرات سخت «که برادر محسن امروز آن را افشا کرد » موفق به مهار و تخلیه آن میشود، محل آزمون است؛ اما هشدار در برابر سوختن پس انداز های خرد در کوره هیجانات، تکلیفی برای قلم است.




