اجتماعی

پرواز رها !

نویسنده: غلامرضا تدینی راد

صبح مشهد- با اعلام مرگ مغزی همسر و دختر کوچکش او باید سخت ترین و بزرگ ترین تصمیم زندگی اش را می گرفت و … .

دختر دردانه با ناز کودکانه در آغوش پدر آرام می گرفت و شیرین زبانی می کرد . بابا عادت داشت برایش شعر بخواند و لحظه ای که رها کوچولو سر بر شانه اش می گذاشت فارغ از هیاهوی زندگی ، چشم هایش را می بست واحساس آرامش می کرد.
دنیای مرد جوان و همسرش در این دختر کوچک خلاصه می شد وعاشقانه دوستش داشتند.
آنها سرشاراز حس خوشبختی ، روزگار می گذراندند ، افسوس دست های سرنوشت برگ های کتاب زندگی شان را تند تند ورق زد تا به صفحه آخر با هم بودن برسند.

حادثه ای تلخ رقم خورد و دفتر زندگی زن ۳۴ ساله و دختر کوچکش بسته شد.

ماجرا از این قراربود ؛ این خانواده تصمیم گرفتند برای دیدن اقوام به سفری کوتاه بروند. عقربه های ساعت ۱۰ شب را نشان می دادند و آنها با خودرو سواری پراید حوالی شهرستان فیروزه در حرکت بودند.

در طول مسیر ناگهان کامیونی سررسید و به شدت با خودرو سواری تصادف کرد. راننده پراید و ۲ سرنشین خودرو که همسر و فرزندش بودند به شدت آسیب دیدند.

با گزارش حادثه به فوریت های پلیسی ۱۱۰ و شدت تصادف ، سرهنگ “حمید رضا خوشخو” ، رئیس پلیس شهرستان فیروزه دستورات ویژه برای کمک به این خانواده صدمه دیده صادر کرد.
ماموران انتظامی و اکیپ های امدادی بلافاصله در محل حاضر شدند. مصدومان حادثه بلافاصه به مراکز درمانی انتقال یافتند و تحت مراقبت های ویژه پزشکی قرار گرفتند.
با وجود تلاش پزشکان مرگ مغزی زن ۳۴ ساله و دختر ۳ ساله اعلام شد . پدر خانواده نیز به شدت آسیب دیده بود و تحت مراقبت های ویژه پزشکی قرار داشت.
مرد جوان زمانی که از وضعیت همسر و فرزندش مطلع شد سخت ترین و البته بزرگ ترین تصمیم زندگی اش را گرفت.

او با توجه به اظهار نظر پزشکان، رضایت خود را برای اهدای اعضای پیکر رها کوچولو اعلام کرد و با انتقال دختر ۳ ساله به مرکز درمانی در مشهد عمل پیوند عضو انجام شد تا چند بیمار نیازمند زندگی دوباره ای بیابند.
رها و مادرش به آسمان پرکشیدند و مرد جوان ، داغدار این مصیبت ، خاطراتی از لحظه لحظه زندگی با همسر مهربان و رهای شیر زبان که تمام هستی اش بودند در صندوقچه دل خود به یادگار دارد .

او ماند و اشک هایی که در آرامگاه شریک زندگی و دخترش می توانند التیام بر بخشی از آلام و اندوه سنگین این داغ بزرگ باشند.
کاش این حادثه های تلخ اتفاق نیفتند.

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه + شانزده =

دکمه بازگشت به بالا