
نویسنده: غلامرضا تدینی راد
تازه ازدواج کرده ایم. شوهرم در هر جمعی بلبل می شود و مزه پرانی می کند
یکی از شوخی هایش زن دوم و سوم هست و می گوید می خواهم کمک دست برای همسرم بیاورم ، چون این زن به کارهایش نمی رسد.
این حرف های پرت و پلا بهانه دست خواهر شوهر و جاری اممی دهد و در حضور مادر شوهرم می گویند مگر چه کار می کنی شوهرت این قدر از زن دوم حرف می زند.
مادر شوهرم آخرین بار که خانه شان بودم گفت یک مرد نیاز عاطفی و کمبودی نداشته باشد از این حرف ها نمی زند.
او چشم در چشمم گفت در تو جنم و جربزه نمی بینم شوهرت را بی نیاز کنی…
صبح روز بعد قهر کردم و خانه پدرم رفتم. شوهرم زنگزد و گفتم باید تکلیف را روشن کنی. او با دخالت و تحریک مادر و خواهرش سراغی از من نگرفت.
جالب است خواهر شوهرم پیام داده بود برای برادرش زن انتخاب کرده است.. زن عمویم گفت مهریه ات را بگذار اجرا.
کار بیخ پیدا کرد و به اینجا رسیدیم.
در این که قهر زن جوان کار اشتباهی بوده ،شکی نیست.
اما به شوهر نوعروس باید بگوییم اگر همسرت برای تو ارزشمند است درحضور خانواده ات و اطرافیان برایش ارزش قائل باش. هر حرفی را نباید زبان بیاوری. این که فقط خودش بداند دوستش داری کافی نیست. باید طوری از خوبی هایش بگویی و احترام بگذارید که جایگاهش برای همه ارزشمند باشد.
ضمن آن که وقتی حال همسرت خوب نیست نگو خودش آرام می شود. باید کنارش باشی ، صحبت کنی، نازش را بخری ،بگذار بداند توی حال بدش تنها نیست.



