
سرهنگ غلامرضا تدینی راد؛ رئیس مرکز اطلاع رسانی پلیس خراسان رضوی
می خواستم بیایم و اعتراف کنم ، نتوانستم فقط می تواتم بکویم از خودم بدم می آید .
کار وکسبی دارم و لقمه ای کم وزیاد آن قدر که دستم جلوی کسی دراز نشود در می آوردم.
یک رفیق ناباب زیر پایم نشست، می گفت پول مفت و مال دزدی زیر زبان مزه می دهد.
در گوشم وز وز کرد و فریبم داد. رفتم . دوبار گوشی قاپی کردیم.
عذاب وجدان داشتم. اوضاع و احوال روحی ام خوب نبود که چند روز بعد اعلام کردند جنگشروع شده است.
با شنیدن این خبر و شهادت مردم بی گناه کشورم دلم بد جور شکست.
از خودم خجالت می کشیدم. لحظه به لحظه خبرهای حمله های دشمن و دفاع جانانه رزمندگان وطن را دنبال می کردم.
فکرم درگیر این بود بعضی ها جان عزیزشان را فدا کرده اند ، بعضی ها جان شان را کف دست گذاشته اند و دفاع می کنند و من در شهر امام رضا (ع) دنبال خلاف و پول حرام رفته ام.
می خواستم بیایم خودم را معرفی کنم که خبر دار شدم رفیق نابابم دستگیر شده ،آمدم خودم را معرفی کردم.
شرمسارم. مجازاتم کنید تا دلم از دست بدی های خودم پاک شود و بتوانم سرم را جاوی خانواده ام ، همسرم و دخنر کوچکم و از همه مهم تر جلوی چشم های خودم در آینه بالا بگیرم.



