مشهد به عنوان مهمترین مقصد زیارتی ایران و یکی از پرترددترین شهرهای جهان اسلام، سالانه میزبان بیش از ۳۰ میلیون زائر و گردشگر است؛ ظرفیتی کمنظیر که در بسیاری از شهرهای توریستی جهان میتواند موتور محرک اقتصاد فرهنگی، هنری و خلاق تلقی شود.
صبح مشهد- با این حال، بخش قابلتوجهی از این پتانسیل همچنان «استفادهنشده» باقی مانده و اقتصاد فرهنگی شهر، بیش از آنکه مولد و پایدار باشد، رویدادمحورِ مصرفی است! رویدادهایی که به زعم بسیاری هزینه ایجاد میکنند اما ارزش افزوده اقتصادی و اجتماعی کافی ندارند که البته نظر مخالفان این دیدگاه نیز حائز اهمیت و قابل احترام و دفاع خواهد بود یقینا.
در چنین شرایطی و با توجه به شرایط اقتصادی حاکم ضرورت دارد که مدیریت شهری مشهد از رویدادهای صِرف فرهنگی و اجتماعی با هزینه کردهای جاری متعدد، به سمت اقتصاد رویدادمحورِ مولد حرکت کند؛ مدلی که فرهنگ و هنر را نه هزینه، بلکه سرمایهای برای تولید ثروت شهری، افزایش تابآوری اجتماعی و خلق ارزش پایدار میبیند.
در سالهای اخیر، شهرهای موفق جهان تلاش کردهاند تا «رویداد» را نه یک مراسم یا جشن و ایونت جداافتاده، بلکه گلوگاه ایجاد برند شهری و محرک گردش مالی صنایع خلاق تعریف کنند.
برای مشهد، این نگاه میتواند به معنای:
هدایت زائر،گردشگر و سرمایه گذار به زیرساختهای فرهنگی_اقتصادی شهر؛ارتقای نقش هنرمندان، صنایعدستیکاران و فعالان فرهنگی از حاشیهنشین به بازیگر اقتصادی؛تبدیل هر مناسبت و رویداد مذهبی، هنری و ورزشی به چرخه ارزش شامل تولید محتوا، عرضه محصول و مشارکت محلهای؛ایجاد برندهای فرهنگی مشهد در سطح ملی و بینالمللی و همچنین یک برنامه ریزی اصولی مدون برای حرکت مدیریت شهری در مسیر بهره برداری درست ،هدفمند و به هنگام از ظرفیت های فرهنگی ، تاریخی، هنری و رسانه ای این کلانشهر دارای تمدن و فرهنگ غنی چه در زمینه اشاعه و معرفی هرچه بیشتر آن و چه در زمینه فرصت های اقتصادی نهفته در دل آن، قابل استفاده باشد.
مطمئنا این نگاه، شهر را از مدل «برگزاری» به مدل «تولید» منتقل خواهد نمود.
*نخبگان فرهنگی و هنری؛ سرمایههای فراموششده
در حالی که مشهد میزبان بزرگترین گردشگری زیارتی کشور است، بخش مهمی از نخبگان هنر، فرهنگ، صنایع دستی، ادبیات، موسیقی، ورزش و رسانه در حاشیه فعالیت میکنند، و این در حالی است که همین گروهها میتوانند معماری رویدادها را به سطح استانداردهای بینالمللی ارتقاء دهند،محتوای فرهنگی با کیفیت و قابل عرضه در بازار های گردشگری تولید کنند، صنایع دستی مشهد را از تولید خرد خانگی به برندهای صادراتی زائرمحور تبدیل کنند و یا حتی روایتهای فرهنگی شهر و ظرفیت های فوق العاده ادبیاتی ، فرهنگی ، هنری و اجتماعی آن را در قالب فیلم، تئاتر، موسیقی، هنرهای تجسمی و آیینهای محلی بازتولید کنند.
«تجربه فرهنگی» زائر را از خرید سوغات سنتی به مصرف فرهنگی متنوع گسترش دهند
به عبارت دیگر، اگر مدیریت شهری این سرمایه انسانی را از حاشیه به متن بیاورد، مشهد میتواند پیشگام «اقتصاد خلاق مبتنی بر زیارت» در جهان اسلام شود.
*مولدسازی فرهنگی؛ گامی برای تأمین مالی پایدار شهری
اقتصاد فرهنگی زمانی به یک مدل پایدار شهری تبدیل میشود که:هزینههای فرهنگی تبدیل به منابع درآمدی قابل اتکا شوند؛ فضاهای بدون استفاده شهری به ویژه با کاربری های مرتبط و عمومی به کاربری فرهنگی_اقتصادی بازتعریف شوند؛
زنجیره تأمین محتوا، محصول، تجربه و خدمات شهری شکل گیرد؛ و در نهایت رویدادها به برند و برندها به گردش مالی پایدار تبدیل شوند.
برای مشهد مقدس با ظرفیت های فوق العاده ای که به لحاظ تکثر در وجود آثار تاریخی و ظرفیت های گردشگری به ویژه در زمینه های ادبی مانند مقبره حکیم ابوالقاسم فردوسی که تنی چند از شعرا و ادبا و هنرمندان را در دل خود مصون دارد و مولدسازی فرهنگی یعنی برنامه ریزی برای فعالسازی ظرفیت فرهنگی و تاریخی در کنار پتانسیل گردشگری و زیارت با نگاه ویژه به فرصت مشاهیر ادبی و چهره های فرهنگی و هنری شاخص آرمیده در مشهدالرضا«ع» از طریق: ایجاد «بازارهای دائمی صنایع خلاق» در محورهای گردشگری شهر؛فعالسازی ظرفیت پیادهراهها، بوستانها و خانههای فرهنگ بهعنوان فضاهای اقتصادی–اجتماعی؛طراحی الگوی«سرمایهگذاری مشارکتی» با بخش خصوصی؛توسعه گردشگری هنری، ورزشی،سلامت و خانواده در کنار زیارت و نیز تقویت صادرات محتوای فرهنگی مشهد در سطح ملی و منطقهای به خصوص در دل منطقه ویژه توس.
این مدل به مدیریت شهری کمک میکند تا وابستگی به بودجههای عمومی کاهش یابد و از طرفی سازمان فرهنگی و اجتماعی شهرداری مشهد به ویژه در بخش هنری و فرهنگی به جای اجرای رویدادهای صرفا هزینه ای که گاها بار انتقادی نیز برایش به ارمغان داشته، شهری رویدادمحور برداشته و علاوه بر جبران بخشی از هزینه های جاری حوزه فرهنگی و هنری ، نیم نگاهی هم به حمایت از هنرمندان ، صنعتگران عرصه صنایع دستی و فعالان حوزه فرهنگی و ادبیاتی و … بردارد.
مشهد امروز در نقطهای ایستاده که میتواند پیشگام اقتصاد فرهنگی نوین در ایران شود.
اما تحقق این چشمانداز نیازمند سه تصمیم استراتژیک است:
۱.تبدیل فرهنگ از هزینه به سرمایه اقتصادی
۲.خروج نخبگان هنری و فرهنگی از حاشیه و سپردن نقش معماری فعالیتها به آنان
۳.طراحی مدل زیارتِ مولد؛ بر پایه رویدادهای باکیفیت، محصولات خلاق، و تجربه فرهنگی یکپارچه برای زائر.
اگر این سه گام بهطور هماهنگ برداشته شود، مشهد نه تنها قطب زیارت،بلکه کانون اقتصاد فرهنگی و شهرخلاق منطقه در زمینه فرهنگی و ادبی خواهد بود؛شهری که فرهنگ در آن نه فقط پیام، بلکه موتور محرک توسعه است.



