
ریحانه کریمی، نخستین دختر مدالآور تاریخ وزنهبرداری ایران و صاحب یک تاریخ سازی ورزشی است. دختر قهرمان مشهدی پس از کسب مدال برنز مسابقات آسیایی ناگویا مهمان ما در تحریریه روزنامه «خراسان» بود و در این گفت و گو، از تمرین در روزهای جنگ و صدای انفجار در مجموعه آزادی، نقش مادرش در ادامه مسیر، مخالفت اطرافیان با حضورش در وزنهبرداری و رویای مدالآوری در المپیک گفت.
صبح مشهد- انتظار از خودم مدال طلا بود ریحانه کریمی، در گفت و گو با «خراسان»، درباره شرایط آمادهسازی تیم ملی پیش از مسابقات آسیایی می گوید: «زمانی که جنگ آغاز شد، در مجموعه ورزشی آزادی بودیم. اولین بار که صدای انفجار را شنیدیم، همه بچههای تیم ترسیده بودند. سه شب در سالن تمرین که حالت زیرزمین داشت ماندیم و عملاً خواب نداشتیم. پالایشگاه روبهروی مجموعه نیز هدف قرار گرفت و انفجار شدیدی رخ داد. با وجود همه این شرایط تمرین کردیم، به ناگویا رفتیم و مدال گرفتیم.»
او روایتش را به لحظه افتخارآفرینی اش می کشاند و می گوید: «وقتی روی سکو رفتم بهترین حس دنیا را داشتم. اولین کسی هم که بعد از گرفتن مدال به ذهنم آمد، مادرم بود. انتظارم از خودم مدال طلا بود، اما درنهایت برنز گرفتم. رقابت با وزنهبرداران چین و کرهجنوبی واقعاً سخت است.» وزنه برداری را به پیشنهاد مادرم انتخاب کردم مسیر ریحانه کریمی به وزنهبرداری نیز روایت جالبی دارد؛ او ابتدا به جودو رفت؛ رشتهای که پدر و عمویش نیز در آن فعالیت داشتند.
پس از تعلیق جودو، وارد بدنسازی شد و قدرت بدنیاش توجه خانواده را جلب کرد. در این زمینه توضیح می دهد: «در تمرینات نسبت به دختران دیگر وزنههای سنگینتری میزدم و با پیشنهاد مادرم به وزنهبرداری آمدم. البته بارها خواستم این رشته را کنار بگذارم و به خانواده میگفتم دیگر وزنه نمیزنم، اما مادرم اصرار داشت ادامه بدهم.»
او به نگاه منفی بعضی از اطرافیان به حضور دختران در وزنهبرداری اشاره می کند: «میگفتند وزنهبرداری برای دختر نیست و در این رشته به جایی نمیرسی. فکر میکنم با مدال آسیایی جواب آن حرفها را دادم.» کریمی درباره عادت جالبش پیش از مسابقه نیز ادامه میدهد: «قبل از رفتن روی سکو همیشه با مادرم تماس میگیرم و میخواهم برایم دعا کند.
روز مسابقه ناگویا هم مادرم در حرم امام رضا(ع) بود و از آنجا برایم دعا میکرد.» حالا هدف دختر مدالآور مشهدی بزرگتر شده است و میگوید: «بزرگترین آرزویم کسب سهمیه المپیک و گرفتن مدال برای ایران در المپیک است. الگوی من در وزنهبرداری خودم هستم و دوست دارم روزی الگوی دختران دیگری باشم.» خوشحالی زود هنگامم مانع کسب مدال نقره شد! این بانوی وزنه بردار که معتقد است مدالش می توانست خوش رنگ تر باشد می گوید: به من گفتند اگر این وزنه را بزنی، مدال تو قطعی می شود. من هم با جان و دل تلاش کردم آن وزنه را بزنم .
وقتی توانستم وزنه را بزنم خوشحالی تمام وجودم را گرفت، نمی دانستم چطور احساسم را نشان بدهم ناخودآگاه بود. بعد فهمیدم اولین دختری هستم که در وزنه برداری مدال کسب کرده است. کریمی ادامه می دهد: اگر وزنه ۱۴۰ کیلوگرم را می زدم، مدالم نقره می شد حتی قیچی هم زدم ولی چون برای زدن وزنه قبلی خوشحال بودم، انگار نتوانستم تمرکز کنم و وزنه را رها کردم.
وی در تمرینات نیز گاهی خودش را در لحظه دریافت مدال تصور میکند و این احساس را این گونه توصیف می کند: معمولاً موسیقیهای ایرانی گوش میدهم و تصور میکنم مدال گرفتهام و روی سکو ایستادهام. از او می خواهیم از واکنش های عجیب دیگران وقتی می فهمند وزنه بردار است نیز بگوید؛ با لبخند پاسخ می دهد: خیلیها وقتی میفهمند وزنهبردار هستم میپرسند در خانه مبل یا یخچال جابهجا میکنی؟ اما واقعاً چنین اتفاقی در خانه ما نمیافتد.



