: کدخبر
2673
: تاریخ
۱۳۹۵/۰۳/۲۲

صنایع دستی عامل همگرایی اقتصاد و فرهنگ

0

*ایمان زکریایی کرمانی

صنایع دستی بازتابی از فرهنگ و سنت ملت های گوناگون و از سرمایه های فرهنگی هر جامعه ای محسوب می شوند که با نگاهی گذرا به آن ها می توان با روحیه و آداب رسوم جوامع مختلف آشنا شد.

با وجود اینکه این صنعت فرصت های اقتصادی مناسبی را برای کشورها فراهم می کند اما نمی توان تنها به بُعد اقتصادی آن توجه داشت زیرا همراه با داد و ستد این کالاها، ویژگی های فرهنگی نیز مبادله می شود، به بیان دیگر با تبادل صنایع دستی، به نوعی فرهنگ ها با یکدیگر تعامل و ارتباط برقرار می‌کنند.

صنایع دستی یا به عبارتی هنرهای صناعی شاخه ای از هنرهای کاربردی به شمار می روند که در گذشته های دور به عنوان صنایع روز خود مطرح بوده‌اند. اکنون این کالاهای ارزشمند به دلیل صنعتی شدن جامعه، تغییر سلیقه و سبک زندگی تنها از نظر هنری و هویتی مورد توجه قرار می گیرند.

بنابراین می توان مهمترین تفاوت صنایع دستی با دیگر هنرها را وجوه هنری، فرهنگی و هویتی دانست. از طرفی این تفاوت بنیادین را نباید فراموش کرد که روش و شیوه های ساخت اشیا در صنایع دستی با دیگر صنایع متفاوت است. محصولات این عرصه با دخالت مستقیم دست تولید می شوند، از این رو انسان در این هنرها بر ماشین غلبه دارد؛ در نتیجه در این نوع از آثار حس انسان به وضوح قابل لمس است. حسی که لطافت و طبیعی بودن را در ذهن تداعی می‌کند و بدین شکل می توان گفت، صنایع دستی هنرهایی همسو و هم‌جهت با طبیعت هستند.

صنایع دستی نشانگر همجوشی و هم‌گرایی اقتصاد و فرهنگ است که این ویژگی دو بعدی صنایع به ریشه‌های جامعه های سنتی باز می‌گردد. سبک زندگی در این جوامع بر تعادل و احترام به تمام نیروها و تمایل های بشری استوار بوده و در آن به ابعاد معنوی و مادی انسان به صورت همزمان توجه شده است، به گونه ای که هیچ یک از این دو وجه بر دیگری از منظر «اصالت» برتری نداشته اند و در واقع به مسایل معنوی، توسعه و رشد اقتصادی به صورت همزمان توجه داشتند.

این رویکرد در تمام این جامعه ها مشاهده می شود. بنابراین هنرها و صنایعی که آنها پدید می آوردند، علاوه بر ابعاد معنوی به بُعد اقتصادی آن نیز توجه می شد. بنابراین صنایع دستی اگر به صورت هوشمندانه و با برنامه تولید شوند، می تواند در بخش اقتصاد ظرفیت های بسیار بالایی ایجاد کند. به ندرت می توان صنعتی را همچون صنایع دستی یافت که چنین ارزش افزوده‌ای بالایی داشته باشد. در حال حاضر با اندک سرمایه اولیه و با مهارت و خلاقیت، می توان کسب و کار صنایع دستی ایجاد کرد. میزان ارزش افزوده در برخی صنایع دستی برخی از استادان به بیش از ۹۵ درصد می رسد.

شاید مهمترین راهکار در تقویت صنایع دستی در سطح جهان فرهنگ سازی و تغییر سبک زندگی باشد. از طرف دیگر باید جامعه و فرهنگ عمومی به این صنعت به عنوان بخشی از هویت قومی و بومی نگاه کند، با این تغییر رویکرد، صنایع دستی می تواند به عنوان یک ارزش فرهنگی و نمادین وارد زندگی مردم شود. وظیفه فرهنگ سازی در این عرصه بر عهده نهادهای آموزشی و رسانه‌های جمعی است.

بایستی در فیلم‌های سینمایی و سریال‌های تلویزیونی صنایع دستی به عنوان یک ارزش فرهنگی مورد توجه قرار گیرد. طراحان صحنه می توانند از این صنایع به عنوان نشانه های نمادین در فیلم‌ها و در ارتباط با قشرهای گوناگون استفاده کنند.

جوانان از شخصیت های سینما، تلویزیون و سبک زندگی آنها الگو می‌گیرند و این ظرفیت می‌تواند در گسترش صنایع دستی نقش پررنگی ایفا کند.از طرف دیگر هنرمندان صنایع دستی نیز می توانند با یک تغییر الگو این هنر را از وجه تزیینی خارج سازند و بُعدهای کاربردی آن را افزایش دهند. به عبارت دیگر می بایست خلاقیت هنرمند به طرفی گرایش یابد که صنایع دستی در سبد مصرف خانوار جامعه کنونی قرار بگیرد، بنابراین کاربردی و اقتصادی شدن این صنعت می تواند این امر مهم را محقق سازد.

در حال حاضر مساله اقتصاد از مهمترین دغدغه‌های مردم به ویژه جوانان است. جوانان برای تشکیل زندگی و استقلال مالی نیاز به شغل دارند و صنایع دستی ظرفیت کارآفرینی بسیار بالایی دارد اما از این ظرفیت آنگونه که باید استفاده نمی شود. بی تردید رونق اقتصادی صنایع دستی می تواند تمایل این گروه جامعه را به این حوزه افزایش دهد.

البته نمی‌توان همه چیز را در اقتصاد و رونق اقتصادی جست و جو کرد زیرا صنایع دستی در کنار بُعد صنعتی و اقتصادی نیازمند توجه به مقوله فرهنگی و هویتی نیز هست.

فرهنگ سازی در جامعه به ویژه مدرسه ها می‌تواند، گرایش جوانان به این حوزه را افزایش دهد. آنها باید با ظرفیت‌های فرهنگی صنایع دستی آشنا شوند و اگر نیروی خلاق و با استعداد به این صنعت جذب شود، مشکل های اقتصادی در این زمینه بر طرف خواهد شد.

از طرف دیگر، حس خودباوری و آزادی باید در هنرجویان و جوانان تقویت شود تا در عرصه صنایع دستی، تحول های محسوس ایجاد شود و استفاده از این صنعت به عنوان دغدغه انسان معاصر خود را نشان دهد.

موضوع با اهمیت دیگر آن است که با توجه به تکیه اقتصاد بر درآمد نفت، دولت‌ها بیشتر کسری بودجه و سرمایه های مورد نیاز را از فروش نفت تامین می‌کنند اما در کشورهایی همچون پاکستان که اقتصاد وابسته به نفت نیست، ارز مورد نیاز با کشاورزی و صنایع دستی به عرصه اقتصادی تزریق می‌شود، حال آنکه از منظر مقام معظم رهبری، اقتصاد کشور باید بومی و گفتمان اقتصاد مقاومتی می بایست به گفتمان غالب اقتصادی کشور تبدیل شود، تولیدات غیر نفتی به ویژه کشاورزی و صنایع دستی می‌تواند در اولویت امور اقتصادی قرار گیرد.

صنایع دستی نیازمند سرمایه اولیه چندانی نیست و در عوض ارزش افزوده زیادی به همراه دارد. این مزیت، ریسک اقتصادی تولید را کاهش و در نتیجه اشتغال را افزایش می‌دهد.

توجه به این مهم، می‌تواند بسته سیاست حمایتی صنایع دستی را شکل دهد. بی شک تحقق این موضوع و اجرای درست سیاست‌های اقتصاد مقاومتی و بومی، می‌تواند انگیزه جوانان و سرمایه‌گذاران را نسبت به تولید محصول های به روز و کاربردی این صنعت ارزشمند فرهنگی افزایش دهد.

بایستی با تغییر نگرش نسبت به صنایع دستی در سطح کلان اقتصادی و فرهنگی کشور از رونق افتادن شاخه‌های مختلف صنایع دستی در آینده جلوگیری کرد اما باید دانست صنایع دستی هیچ گاه به صورت کامل از میان نخواهد رفت زیرا همواره این محصول فرهنگی به عنوان جزیی از نظام فرهنگی ایران دانسته می شود و در شرایط دشوار رو به فراموشی، راه های حفظ حیات را جست و جو خواهد کرد اما باید به یاد داشت که بی توجهی به آن می تواند لطمه های جبران ناپذیری در عرصه‌های اقتصادی این صنعت فرهنگی ایجاد کند.

*استاد دانشگاه و مدیر گروه صنایع دستی دانشگاه هنر اصفهان

print
Print Friendly

مطالب مرتبط

ارسال نظر