اجتماعی

تلخ‌ِ تلخ

کد خبر : 65040

غلامرضا تدینی راد

صبح مشهد-  مقر نمی آمد ، سیگار که توی کیف دستی اش پیدا کردم به حرف آمد. گفت خاطر خواه پسری شده و‌می خواهد ازدواج کند.فهمیدیم پسر مورد علاقه اش معتاد است. به هر دری زدیم دخترمان منصرف نشد که نشد. خانه و زندگی مان شد جهنم.

از آن پسر خواستیم خودش را کنار بکشد.دخترم فهمید و‌کار به تهدید کشید. مانده بودیم چه خاکی سرمان بریزیم.‌دخترم و‌آن پسرقول مردانه دادند دور دود و دم خط بکشند. با فکری نگران جشنی گرفتیم و ازدواج کردند. قول شان ، قول نبود.بعد از مدتی ساز مخالفت زدند و‌ توافقی جدا شدند.

من ماندم و‌این بچه که حالش اصلا خوب نیست. بی شک جر و بحث های تکراری من و شوهرم به خاطر اطرافیان و جو متشنج خانه باعث این مشکلات شده است. نفهمیدیم چه طور برای خودمان‌زندگی کنیم وبنای خانه را با شادی و امید بسازیم.

همسرم هم خودش را مقصر می داند . همیشه حرف های ناامید کننده می زد… .

 گفت و گو با کارشناس :

فرزانه پیرو احمدی ، مشاور خانواده :

این ماجرا ریشه در تعارض خانوادگی  نه در اعتیاد یا ازدواج دختر،بلکه در نبود گفتگو ی سازنده ،اعتماد و محیط عاطفی امن در خانواده است .
فشار و کنترل والدین به جای همدلی و گفتگو و فضای امن عاطفی باعث شد دختر برای اثبات استقلالش تصمیمی هیجانی بگیرد .

وقتی رابطه والد و فرزند بر پایه اعتماد نباشد .حتی نیت خیر هم به بحران منجر می‌شود. و خانواده بجای سرزنش باید  پذیرش و گفتگو را تمرین کنند تا امید و آرامش دوباره به زندگی شان برگردد .

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

یازده − 6 =

دکمه بازگشت به بالا
بستن