: کدخبر
1721
: تاریخ
۱۳۹۵/۰۲/۱۴

چگونه مداخله آمریکا به از هم گسیختگی افغانستان انجامیده است

0

مورخ و پژوهشگر مسائل سیاسی دانشگاه استنفورد می‌گوید: «در طول دهه ها، آمریکا نه تنها فاقد ظرفیت تثبیت جامعه افغانستان بوده، بلکه در از هم گسیختن آن نیز نقشی محوری ایفا کرده است.

به گزارش  پایگاه خبری صبح مشهد  ، مارگارت ریجوجلیوسو (Marguerite Rigoglioso ) مورخ و پژوهشگر مسائل سیاسی در یادداشتی با عنوان “چگونه مداخله آمریکا در افغانستان به از هم گسیختگی این کشور انجامیده است” آورده است:

از بالغ بر یک میلیون پناهجویی که ظرف یک سال و اندی گذشته وارد اروپا شدند، افغان ها پس از سوری ها دومین گروه قومیتی را تشکیل می دهند. با اینکه این بحران بشردوستانه بر این کشور جنوب آسیا و محصور در خشکی اثر می گذارد، اما همچون اکثر خبرهای مربوط به افغانستان در ایالات متحده توجه اندکی را به خود جلب کرده است.

رابرت کروز استادیار تاریخ در دانشگاه استنفورد می گوید: «بر اساس دیدگاهی که در واشنگتن درباره افغانستان  رایج است، معرف این کشور، کشمکش های پایان ناپذیر بین جنگ سالاران، رؤسای قبایل و متعصبین مذهبی است.

این نگاه به خصوص به عنوان راهی برای توضیح این مسئله جذابیت پیدا کرده که چرا مداخله آمریکا در این کشور با وجود آنکه به قیمت جان دو هزار و۳۰۰ آمریکایی و قریب یک تریلیون دلار تمام شد، در ۱۴ سال گذشته از رسیدن به عمده اهداف خود ناکام مانده است.»

کروز در کتاب خود «افغانستان مدرن: تاریخ یک کشور جهانی» به کند و کاو  نقش آمریکا در سیاست هایی می پردازد که بر آتش بحران های اقتصادی و فرهنگی افغانستان دمیده است.

کتاب میزان نفوذ آمریکا را در شکل گیری افغانستان طی ۷ دهه گذشته، از جمله مداخله آمریکا علیه دولت بنیادگرای طالبان در سال ۲۰۰۱ در واکنش به نقش فرضی آن در حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱  مورد بررسی می دهد.

این مورخ که تحقیقات و تمایلات آموزشی اش بر افغانستان، آسیای مرکزی و جنوب آسیا، اسلام و تاریخ جهان تمرکز دارد می گوید: «مدت ها قبل از سال ۲۰۰۱ آمریکایی ها با هدف  شکل دهی زندگی افغان ها در راستای خطوطی که موجب پیشبرد منافع آمریکا شود، وارد افغانستان شدند.»

کروز از این گزاره شروع می کند که برداشت آمریکاییان از این کشور – در حوزه روزنامه نگاری، مباحث پیرامون سیاسگذاری های اجتماعی و آثار مطالعاتی- در حیطه همان کلیشه هایی باقی مانده که با واقعیت تاریخی شباهت ناچیزی دارند.

کروز که هم اکنون در استنفورد به تدریس دروس جنگ های مواد مخدر جهانی، جمهوری های اسلامی و جنبش های اسلامی مدرن مشغول است، می گوید: «یکی از دیرپاترین تصاویر از افغانستان، تصویر کردن آن به عنوان مکانی  بی آب و علف، ابتدایی، دارای نگاه به درون و منزوی است.»

او با مراجعه به آرشیو ها و منابع دست دوم گوناگون در افغانستان، اروپا و آمریکا، همچنین روایت های شفاهی دست اولی که شخصا از افغان های ساکن در چندین کشور به دست آورده، افغانستانی را به تصویر می کشد که به هیچ وجه مجموعه ای ایستا و رو به عقب از قبایل یا گروه های نژادی نیست، بلکه یک بازیگر جهانی مهم در حوزه سیاست های مدرن است.

در میان کسانی که گفته هایشان در روایت بازتاب یافته، برخی افغان های تاجر از آفریقا، شاعرانی ساکن ایران، محققانی در عراق، زواری در بیت المقدس، دریانوردانی در هند، کارآفرینانی در استرالیا، قالیبافانی در کالیفرنیا، دانشجویانی در ترکیه، کارگرانی در لندن و یک داستان نویس در دانمارک است.

کروز در اواخر دهه ۱۹۹۰ زمانی که در ازبکستان در حال کار روی پروژه ای در آسیای مرکزی بود و در کنار بازرگانان افغان زندگی می کرد، شیفته این کشور شد. او می گوید: «من مجذوب سخاوت، مهمان نوازی و دیدگاه جهان وطنی آنها شدم که با تصویر آمریکایی از افغانستان به عنوان رعیت هایی قرون وسطایی در تضاد کامل قرار داشت.»

کروز کتاب خود را با بررسی تشکیل دولت ـ ملت افغان در درون و فراتر از مرزهای امروزی آن آغاز می کند و به تعاملات بین تعداد زیادی از  افغان های سرگردان در خارج از کشور و حاکمان این پادشاهی در اواخر قرون نوزدهم و اوایل قرن بیستم می پردازد.

سپس به دوره محوری دهه های ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ می پردازد که طی آن افغانستان عمیقا در شبکه های مالی جهانی عجین می شود. با شروع جنگ سرد سیل مشاوران و کارشناسان خارجی به افغانستان سرازیر می شوند که مشتاق بودند موج هجوم نخبگان افغان به سمت عصر صنعتی را به نفع این یا آن ابرقدرت هدایت کنند.

در این مسیر بود که این کشور به یک تولید کننده بزرگ افیون و حشیش برای برآوردن تقاضای جهانی تبدیل شد.

کروز سپس توجه خود را معطوف به کسب قدرت توسط یک حزب سوسیالیست زیرزمینی در سال ۱۹۷۸ می کند که به گفته او «جرقه یک جنگ نیابتی را بین مسکو و واشنگتن زدند.» آنگاه به توصیف درگیری های بین کمونیست های شوروی و مسلمانان می پردازد که به کاشته شدن بذرهای القاعده، طالبان و دیگر گروه های انقلابی بعدی انجامید.

کروز می نویسد: «حمایت آمریکا از مجاهدین- گروه های اسلامی که به مقاومت دربرابر دولت چپگرا و حامیان شورویایی آن در دهه ۱۹۸۰ برخاستند – عواقب سرنوشت سازی بر افغانستان و جهان در سال های بعد داشت.»

مداخله آمریکا علیه طالبان با این ادعا که آنها مسئول حملات ۱۱ سپتامبر بوده اند، دورانی باز هم متمایزتر را در تاریخ جهانی سازی اففانستان گشود. او اشاره می کند: «افغان ها به مخالفت با یک ماموریت بشردوستانه به رهبری آمریکا دست زدند که همزمان کارزاری برای بازسازی افغان ها به اسم امنیت آمریکا نیز بود.»

کتاب افغانستان مدرن، انتقادی جدی نسبت به سیاست های نظامی آمریکا در حوزه جهانی است. کروز تاکید می کند که: «پس از این جنگ، آمریکاییان مسئولیت قابل ملاحظه ای در سر کار آمدن دولتی بر عهده داشتند که حکومت آن خودکامانه، فاسد و از نظر بسیاری از افغان ها نامشروع بود.»

به گفته کروز وقتی که دولت بوش حکم کرد که افغانستان جایی ورای قوانین بین المللی است، واشنگتن صرفا برچیزی صحه گذاشت که بسیاری از مقامات قبلا به این نتیجه رسیده بودند: «آنجا مکانی وحشی بود که در ان زور تنها زبان برقراری ارتباط است.»

به گفته کروز  اتکا بر شبه نظامیان افغان، حملات شبانه، سوءقصدها و زندانی کردن های بدون اتهام، نتایج منطقی چنین نگاهی بودند.

کروز می گوید: «کشور افغان جدید بر روی میراث آمریکایی شکنجه و بازداشت بنا شد.» بعلاوه آمریکا در پرداخت غرامت به تلفات ناخواسته غیرنظامیان به شکل تکان دهنده ای نیشدار عمل کرد و در ازای هر شخص کشته شده، تنها  دو هزار و ۵۰۰ دلار و در یک مورد مستند شده کمتر از ۲۰۰ دلار غرامت پرداخت کرد.

کتاب افغانستان مدرن به این می پردازد که چگونه تا سال ۲۰۱۴ واشنگتن که در برابر جنبش طالبان به بن بست رسیده بود، از بسیاری از جاه طلبی های قبلی اش دست برداشت.

کروز می گوید: «در طول دهه ها، آمریکا نه تنها فاقد ظرفیت تثبیت جامعه افغانستان بوده، بلکه در از هم گسیختن آن نیز نقشی محوری ایفا کرده است. رویکرد فعلی آمریکا –حفظ تعداد نه چندان زیادی از نیروهای ویژه برای جلوگیری از پیروزی کامل طالبان یا دیگر شورشیان- بسیار بعید به نظر می رسد که بتواند از حرکت مارپیچی و رو به پایین کشور افغان جلوگیری کند: این فرمولی برای جنگ بدون پایان است.»

کروز خواستار اتخاذ رویکردهایی تازه نسبت به افغانستان می شود، به ویژه در ارتباط با تصوری که نسبت به گذشته آن داریم و در زمان حاضر چه کار باید کنیم.

او می گوید: «یکی از آلترناتیوهای باقیمانده که مدت ها از سوی واشنگتن نادیده گرفته شده، تعهدی پایدار نسبت به ایجاد مصالحه سیاسی در جنگ داخلی افغانستان و طرف های منطقه ای آن است. این کاری چالش آور است، ولی ماموریتی غیرممکن نیست.»

منبع خبر وب سایت : http://news.stanford.edu

ترجمه :هادی سعادت

print
Print Friendly, PDF & Email

ارسال نظر

هفده − 5 =