: کدخبر
7192
: تاریخ
۱۳۹۵/۰۸/۰۴

قطار سریع السیر مشهد – تهران و خطر فرونشست زمین

0
نویسنده : پرویزکردوانی

موضوع فرونشست دشت‌های ایران، اتفاق تازه ای نیست و سال هاست که کارشناسان درباره حاد بودن شرایط این دشت ها به واسطه برداشت های بی رویه هشدار می دهند اما در سایه سنگین غفلت، مخاطرات پیش رو به فراموشی سپرده می شود و همه دغدغه ما این است که روزی مسئولان به خود بیایند که به واقع برای پیشگیری دیر شده باشد یا خسرانی جبران ناپذیر، گریبان مردمان را گرفته باشد.
اما از آنجا که در مقام کارشناس، رسالت ما تلنگر و تذکر مدام در این باره است، دوباره به مسئولان و متولیان امر یادآوری می کنیم که؛ چاه های زیادی اعم از مجاز و غیرمجاز در ایران حفر شده که زمین بر اثر وفور حفر این چاه ها در بسیاری از نقاط کشور فرونشست کرده است. نخستین فرونشست ها در ایران در اوایل دهه ۶۰ آغاز شد که اولین آن در شهرستان رفسنجان اتفاق افتاد.
فرونشست زمین ۲۰ پیامد را به دنبال دارد که از جمله این پیامدها می توان به شکسته شدن راه های آسفالتی و ریل راه آهن، شکستن لوله آب و گاز، فروریختن ساختمان ها، منحرف شدن دکل ها، شکستن پل ها و … اشاره کرد.
خط راه آهن سریع‌السیر تهران- مشهد هم از این قاعده مستثنا نیست چنان که خبر فرونشست زمین در مسیر این راه آهن در روزهای اخیر به سوژه داغ بسیاری از مطبوعات و رسانه ها تبدیل شد.
دشت های بسیاری همچون دشت های تهران، ورامین، گرمسار، سرخه، سمنان، دامغان، شاهرود، سبزوار، نیشابور و مشهد در مسیر خط راه آهن مذکور واقع شده اند که تمامی این دشت ها به ویژه دشت نیشابور به دلیل حفر چاه های غیرمجاز دچار نشست جدی شده، علاوه بر آن دشت ورامین هم دو متر نشست کرده و تبدیل به دره‌های کوچکی شده است.
از منظر بسیاری از صاحب نظران این فرونشست زمین را می توان «زلزله آرام» نامید. اگر در دشت هایی که دچار نشست شده اند، باران هم ببارد دیگر آب نمی تواند به زمین نفوذ کند، حال شاید  قبل از فرونشست زمین و با پایین آمدن سطح آب تا حدی می شد این مسئله را جبران کرد، اما در شرایط فعلی کار چندانی از دست مسئولان ساخته نیست.
با این تفاسیر عبور قطار سریع السیر با سرعت ۲۵۰ کیلومتر در ساعت، بسیار خطرناک است  و تهدید کننده جدی جان هموطنانمان محسوب می شود، حال شاید عبور قطار معمولی از خط راه آهن مشهد- تهران مشکلی جدی نداشته باشد اما عبور قطار سریع السیر در این مسیر خطر و تهدید جدی برای جان مردم محسوب خواهد شد.
بنابراین باید با شناسایی، مطالعه و ارزیابی قسمت هایی از زمین که دچار نشست شده است، از تشدید این فرونشست جلوگیری کرد؛ زمینی را که نشست کرده است باید پُر کرد و اطمینان حاصل نمود که دیگر نشست نمی کند، اما متاسفانه محققانی که بتوانند این آسیب را مدیریت کنند و مشاوره کارشناسانه نیز در این خصوص ارائه کنند، در این حوزه فعال نیستند و هیچ کار کارشناسی در این خصوص انجام نمی گیرد که اگر می گرفت شرایط امروز این چنین نبود. مسئولان برای اجرای یک پروژه صرفا مهندسان مشاوری را به کار می گیرند که آنان هم فقط به ساخت و ساز اکتفا می کنند و به این مسائل دقت چندانی ندارند.
با این حال وفور نشست زمین، مسئولان را بر آن داشت که از ۳۰۰ دشت موجود در کشور سه چهارم دشت ها را ممنوعه اعلام کنند و به کسی اجازه حفر چاه در دشت های مذکور را ندهند. بنده این تهدید را در جلد نخست کتاب «منابع و مسائل آب در ایران» با عنوان «آب های سطحی و زیرزمینی و مسائل بهره برداری از آن ها» در سال ۱۳۶۳ به مسئولان گوشزد کردم و عواقب و پیامدهای آن را هشدار دادم اما کسی این هشدارها را جدی نگرفت.
خطه خراسان رضوی و شهر مشهد دشوارترین شرایط را به لحاظ منابع آبی دارد، زیرا هر سال بر جمعیت زائران افزوده می شود و نیازهای آن‌ها پاسخ داده نمی شود و فرهنگسازی موثری هم برای کنترل مصرف آب در میان این جمعیت متغیر شهر، انجام نمی گیرد .
ساخت هتل پنج ستاره در این شهر اشتباه بزرگی است، هر چند که ساخت این هتل ها برای اقامت زائران مطلوب است، اما نباید از این نکته غافل شد که نگهداری این هتل ها نیازمند آب فراوان است. کاشت چمن و ساخت مجموعه های گردشگری در این شهر زیارتی تهدید بزرگ دیگری به شمار می آید، چرا که ساخت این مجموعه ها موجب می شود جمعیت زیادی به شهرها سرازیر شوند و روستاها خالی از سکنه شود. سد دوستی که تامین کننده بخشی از ظرفیت آبی مشهد است، با توجه به شرایطی که در بحث منابع تغذیه کننده آن وجود دارد، ۲ تا ۳ سال دیگر ناکارآمد می شود، از سوی دیگر می دانیم که دشت مشهد نیز فاقد آب است. از این رو مسئولان ذی ربط باید در زمینه تامین منابع آبی پایدار برای این شهر چاره ای بیندیشند که در آینده به سرنوشت سد دوستی دچار نشود.
البته این جنس تهدید منابع آبی، تنها متوجه شهر مشهد نیست و حالا دامنگیر بسیاری از شهرستان ها از جمله قم، گرمسار و سمنان شده است، به طور مثال شهرستان  کبودر آهنگ در استان همدان به دلیل ساخت نیروگاه و فسا و داراب در استان فارس نیز با مخاطرات جدی مشابهی روبه رو هستند، از این رو از مسئولان انتظار می رود پیش از هر چیز نسبت به پیشگیری و جلوگیری از تشدید این مسئله اقدام کنند تا خدایی ناکرده شاهد خسارت جانی و مالی هموطنانمان نباشیم.

print
Print Friendly

مطالب مرتبط

ارسال نظر